تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
جواب : الف : گاهى منشأ ارتباط مذكور ، تخصيص و تعيين واضع است مثلا واضع گفته است كلمهء « ماء » را براى فلان مايع خارجى قرار مىدهم لذا از تخصيص واضع ، اختصاص و ارتباطى بين لفظ و معنا پيدا مىشود . ب : گاهى از اوقات هم منشأ ارتباط ، كثرت استعمال و تعيّن است - نه تعيين واضع - يعنى واضع ، لفظ را براى معنا معيّن نكرده است بلكه بر اثر كثرت استعمال لفظ در معنا يك ارتباط و انسى بين آن دو پيدا شده است كه وقتى انسان آن لفظ را مىشنود بلافاصله و بدون قرينه معناى آن در ذهن ، تصوّر مىشود . به عنوان فرض و مثال ، كلمهء « صلاة » براى « دعا » وضع شده و در به دو استعمال فراوان همراه با قرينه در اركان مخصوص - نماز - استعمال شده و در نتيجه ، بين لفظ و معنا ارتباطى برقرار گرديده كه اكنون با شنيدن آن لفظ و بدون نصب قرينه ، معناى اخير آن - نماز - در ذهن انسان نقش مىبندد و لذا مىگوئيم داراى وضع تعيّنى است . قوله « و بهذا المعنى صحّ تقسيمه الى التّعيينى و التّعيّنى » . با توجه به اينكه گفتيم تعريف وضع ، عبارت است از « نحو اختصاص اللفظ بالمعنى . . . » صحيح است كه وضع را به تعيينى و تعيّنى تقسيم نمائيم و بگوئيم وضع يا با تعيين واضع است يا به تعيّن و كثرت استعمال لفظ در معنا امّا اگر بگوئيم وضع ، عبارت است از « تخصيص اللفظ . . . » در اين صورت ، وضع تعيّنى از فرديّت براى وضع ، خارج مىشود . به عبارت ديگر اگر وضع را به معناى مصدرى - تخصيص اللفظ . . . - بگيريم در اين صورت ، اشكال بزرگى توليد مىشود كه نمىتوان گفت « الوضع إمّا تعيينى و امّا تعيّنى » در حالى كه در خارج مشاهده مىكنيم چنين تقسيمى وجود دارد و . . .