شرح
خداوند متعال - تلبّس ذات بارى تعالى با صفات جماليّه - دارند كه :
اشكال : شما صفات جماليّه پروردگار را عين ذات او دانسته و از طرفى مىگوئيد ذات بايد متلبّس به مبدأ باشد . چگونه بين اين دو مطلب ، جمع مىكنيد كه هم قائل به عينيّت شويم و درعينحال بگوئيم خداوند متلبّس به صفت علم است .
جواب : تلبّس مذكور هم نوعى از انحاء تلبّس و قيام است .
معناى قيام ، اين نيست كه حتما بين ذات و صفت - مبدأ - مغايرت خارجى باشد به نحوى كه در خارج ، ذاتى باشد و علمى تحقّق داشته باشد كه آن ذات متلبّس به علم باشد .
نفس اينكه صفتى عين ذات باشد و از نظر عين و خارج تغايرى با ذات نداشته باشد ، اين هم خود ، نوعى قيام و تلبّس است در قضيّهء « اللّه تبارك و تعالى عالم » مبدأ - علم - از نظر مفهوم با اللّه تغاير دارد و درعينحال ، صفات پروردگار ، عين ذات او هست و در قضيّهء مذكور لزومى به دو مشار اليه نيست بلكه به يك ذات اشاره مىكنيم كه همان ذات ، عين علم و قدرت است .
اشكال : اگر قضيّهء مذكور را به عرف ، ارائه داده و بگوئيم ذاتى هست و تلبّس به مبدئى ، او مىگويد بايد بين مبدأ و ذات جدائى باشد امّا اگر مبدأ ، عين ذات شد ، عرف نام آن را تلبّس و قيام نمىگذارد .
جواب : در كبراى قضيّه به عرف رجوع نموده مىگوئيم ايّها العرف در صدق مشتق چه چيز لازم است او مىگويد بايد ذات و تلبّس به مبدأ تحقّق داشته باشد امّا صغراى
هامش
- و البياض ، و وجه تسمية الاوّل بالخارج المحمول هو كونه خارجا عن الشىء و محمولا عليه ، و الثانى بالمحمول بالضميمة لكونه محمولا بضم ضميمة على شىء كحمل السواد على غيره فانه لا يحمل عليه الا بضم ضميمة فيقال : الجسم ذو سواد » . ر . ك : منتهى الدّراية 1 / 346 .