شرح
بر خداوند متعال تطبيق شده يعنى يكى از عناوين و مشتقّاتى كه بر پروردگار جهان ، حمل مىشود عنوان متكلّم است آنها گفتهاند مبدأ كلمهء « متكلّم » لفظ كلام و تكلّم است اگر مقصود از كلام ، كلام لفظى باشد ، كلام لفظى يك امر حادثى است و آن امر حادث نمىشود قيام حلولى به ذات بارى جلّ جلاله داشته باشد چون ذات بارى تعالى قديم است و چگونه امكان دارد كه يك امر حادث ، قيام حلولى به ذات قديم داشته باشد لذا گفتهاند مقصود از كلام ، كلام لفظى نيست بلكه منظور ، مطلب ديگرى است كه از آن به كلام نفسى تعبير مىشود و كلام نفسى مانند كلام لفظى ، حادث نيست بلكه يك امر قديم است به خاطر قديم بودن مىتواند قيام حلولى به خداوند قديم داشته باشد پس علّت التزام اشاره به كلام نفسى همين مطلبى است كه در مشتق ، بيان شده كه :
در صدق عنوان مشتق بايد مبدأ ، قيام به ذات داشته باشد و نحوهء قيامش حلولى باشد .
2 - صاحب فصول « ره » تا حدّى با قول اوّل موافقت نموده و فرمودهاند :
بايد مبدأ ، قيام به ذات داشته باشد امّا لزومى ندارد كه قيامش حلولى باشد بلكه اگر قيام صدورى هم داشته باشد كافى است امّا ايشان موردى را هم استثناء نمودهاند كه در مثل تامر « 1 » و لابن « 2 » كه مادّهاش عبارت از ذات است - تامر يعنى كسى كه ارتباط با خرما دارد و لابن يعنى كسى كه با لبن سروكار دارد ، لبن و خرما فعلى نيست كه قيام به ذات داشته باشند بلكه آنها اسم ذات هستند - لزومى ندارد كه قيامى در بين باشد و صرف ارتباط و اضافه كفايت مىكند امّا در آن مبادى كه جنبهء ذات ندارند بلكه داراى جنبهء وصفى هستند حتما بايد قيام حلولى يا صدورى باشد تا بتوان مشتق را به نحو حقيقت بر ذات حمل نمود - بايد در صدق عنوان مشتق ، مبدأ قيام به ذات داشته باشد -
هامش
( 1 ) - التامر : الكثير التمر او الذى عنده تمر .
( 2 ) - اللابن ( فا ) لابنة ، ج لابنات و لو ابن : ذو اللبن . ر . ك : المنجد ] .