تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
كسانى كه اتّفاق بر لزوم مغايرت كرده‌اند در كلامشان ذكرى از تغاير حقيقى و خارجى نيست بلكه آنها مىگويند بايد بين ذات و مبدأ مشتق ، مغايرت باشد و ما « تغاير » را براى شما معنا مىكنيم كه مقصود اين است كه و لو مغايرت مفهومى باشد كفايت مىكند و در مورد پروردگار متعال و جملهء « اللّه تبارك و تعالى قادر و عالم » بين علم و لفظ اللّه از نظر مفهوم ، مغايرت وجود دارد يعنى وقتى شما لفظ جلالهء « اللّه » را مىشنويد « علم » به ذهنتان خطور نمىكند و بالعكس . دو لفظ مذكور ، داراى دو معنا هستند و همين مغايرت كافى است و لزومى ندارد كه خارجا بين حقيقت علم و حقيقت ذات هم تغاير واقعى باشد بلكه تغاير مفهومى هم كافى است . خلاصهء پاسخ ما به صاحب فصول : آن مغايرتى كه بين ذات و مبدأ معتبر است ، آيا تغاير حقيقى است يا مفهومى هم كفايت مىكند ؟ اگر مقصودتان تغاير حقيقى باشد ، دليلى برآن قائم نشده و اگر مقصودتان مغايرت ، و لو مفهومى باشد ، در محلّ بحث بين اللّه و عالم ، مفهوما تغاير ، تحقّق دارد گرچه خارجا مغايرتى نيست بنابراين صفات مذكور با همان حقيقت اوّليّه‌اش بر خداوند اطلاق مىشود و هيچ‌گونه مجاز و نقلى هم مطرح نيست . قوله : « و ان لم نقل بحصول الاتّفاق على عدم اعتباره كما لا يخفى » . ممكن است كه ما در برابر بيان صاحب فصول به اين طريق ادّعاى اتّفاق كنيم كه : اتّفاق ، قائم شده كه اوصاف مذكور ، عالم ، قادر و . . . - دربارهء خداوند متعال نه به نحو مجاز است و نه به طريق حقيقت ثانويّه بلكه به نحو حقيقت اوّليّه است لذا كشف مىكنيم كه آن مغايرتى كه در صدق مشتق ، معتبر است ، همان تغاير مفهومى است پس از طريق اتّفاق مذكور ، كشف مىكنيم كه بيش از تغاير مفهومى چيزى اعتبار ندارد و لازم نيست بين ذوات و مبادى صفات ، تغاير حقيقى باشد بلكه مغايرت مفهومى كافى است .