تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
شرح
مىگويند « اللّه تبارك و تعالى عالم » يا « اللّه جلّ جلاله قادر » و از طرفى مىبينيم محقّقين در علم كلام و فلسفهء الهى فرموده‌اند صفات جماليّه و ثبوتيّه خداوند ، عين ذات اوست و علم و قدرت ، زائد بر ذات او نيست . پروردگار جهان ، مانند ممكنات نيست كه ذاتى باشد ، وصفى تحقّق داشته باشد كه آن صفت ، زائد بر ذات باشد بلكه مذهب اهل حق ، اين است كه صفات خداوند ، عين ذات او هست نه زائد بر ذات - يعنى دو ، مابازاء خارجى تحقّق ندارد - و در آن كلام مولاى متقيان على « عليه الصّلاة و السّلام » چنين آمده : « . . . و كما الاخلاص له نفى الصفات عنه . . . » « 1 » . بنابراين از طرفى عنوان عالم و قادر بر پروردگار جهان اطلاق مىشود و از طرفى بين ذات و صفت او - يعنى علم - هيچ‌گونه تغاير خارجى و حقيقى وجود ندارد لذا اين بحث پيش آمده كه : در موردى كه مبدأ ، عبارت است از علم - و امثال آن - اگر مغايرت خارجى با ذات نداشته باشد آيا عنوان عالم به نحو حقيقت بر ذات ، حمل مىشود ، يا اينكه مشتق به نحو حقيقت بر ذات پروردگار حمل نمىشود البتّه در قضيّهء « زيد عالم » عنوان عالم على سبيل الحقيقت بر زيد منطبق شده زيرا در قضيّهء مذكور ، زيد ، عالم و اتّصاف زيد به علم تحقّق دارد در نتيجه ، عنوان عالم تحقّق پيدا كرده و حمل بر ذات شده . خلاصه : آيا اطلاق عالم بر خداوند به نحو حقيقت است يا مجاز و يا اينكه نقلى تحقّق دارد يعنى اگر مجاز نباشد باز هم حقيقت مطرح است و آيا مشتق و كلمهء عالم از معناى اوّليش به معناى ديگرى نقل داده شده ؟
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة ، خطبهء اوّل .