شرح
ضارب » يا « زيد عادل » به لحاظ اين است كه زيدى وجود دارد كه متلبّس به ضرب يا عدالت هست .
سؤال : بين مبدأ - ضرب و عدالت - و ذات « 1 » چه ارتباطى و به تعبير ديگر چه مغايرتى بايد باشد آيا لازم است بين آن دو مغايرت واقعى و حقيقى باشد كما اينكه در مثال « زيد ضارب » و « زيد عادل » بين زيد و ضرب ، تغاير حقيقى هست يعنى زيد يك موجود انسانى است و ضرب و عدالت هركدام حقيقت جداگانهاى دارند - يكى از مقولهء فعل و ديگرى يك صفت اخلاقى و نفسانى است - البتّه واضح است كه از نفس تلبّس ذات به مبدأ استفاده مىكنيم كه بين آن دو تغايرى هست و اگر تغايرى نباشد ، تلبّس و اتّصاف مفهوم ندارد و شما كه مىخواهيد از تلبّس زيد به عدالت ، عنوان « عادل » را انتزاع كنيد قاعدتا بايد بين زيد و عدالت ، مغايرتى باشد ، بحث فعلى ما اين است كه :
آيا بين مبدأ و ذات ، مغايرت خارجى ، عينى و حقيقى لازم است يا اينكه مغايرت مفهومى هم كفايت مىكند - گرچه خارجا هيچگونه تغايرى بين آن دو نباشد -
قبل از پاسخ به سؤال مذكور ببينيم علّت پيدايش آن بحث و نزاع چه بوده .
صفات كماليّهاى مانند علم ، قدرت و امثال آن بر ذات بارى تعالى حمل شده ، و
هامش
- حقيقة المتحدين اعتبارا مع انهما من المتحدين حقيقة ايضا بالتقريب الذى ذكره ( و ثالثها ) دعواه كون الانسان مركبا من البدن و النفس و قد قيل إنّه لم يتوهمه احد فتأمل ( و رابعها ) ما يظهر من كلامه من عدم الفرق بين الجسم و البدن و بين النفس و الناطق ، الا باعتبار لا به شرط ، و به شرط لا مع ان الاوليين اعم من الآخر مفهوما فتامل . ر . ك : حقائق الاصول 1 / 135 .
( 1 ) - بحث قبلى ما - در امر ثانى - دربارهء تفاوت مشتق و مبدأ - ضارب و ضرب - بود و اكنون بحث ما دربارهء ذات و مبدأ است .