السّلام » به وسيلهء خبر ذو الترجيح ، ثابت مىشود و . . .
ايراد مصنّف « ره » : چنانچه شما در باب حجّيّت خبر واحد ، صورت مسئله ، موضوع و محمول را هم تغيير دهيد و موضوع را قول ، فعل و تقرير معصوم « عليه السّلام » قرار دهيد ، مشكلى حل نخواهد شد و سؤال ما از شما - شيخ اعظم « ره » - اين است كه :
شما كه مىگوئيد « قول المعصوم هل يثبت بخبر العادل » مقصودتان از ثبوت چه نوع ثبوتى هست ؟
تذكّر : ثبوت بر دو نوع است : الف : ثبوت واقعى و حقيقى كه مفاد « كان » تامّه هست و نيازى به خبر ندارد مثلا معناى جملهء « كان زيد » عبارت از وجد زيد و ثبت زيد مىباشد يعنى زيد ، وجود و حقيقت دارد و او معدوم نيست .
ب : ثبوت تعبّدى : معنايش اين است كه انسان ، موظّف است برطبق آن ، عمل نمايد خواه واقعيّت داشته باشد يا نه .
مرحوم آقاى آخوند كانّ از شيخ اعظم « قدّس سرّهما » سؤال مىكنند كه وقتى شما چنان قضيّهاى - قول المعصوم هل يثبت بخبر العادل ام لا - ترتيب مىدهيد ، آيا مقصودتان ثبوت واقعى است يا ثبوت تعبّدى ؟
اگر منظورتان ثبوت واقعى باشد ، اعتراضى به شما نداريم و شما بحث كنيد كه قول معصوم « عليه السّلام » با خبر زرارة ، ثابت مىشود يا نه امّا اشكال ديگرى توليد مىشود كه :
مثلا ما موضوع علم را چنين تعريف كرديم كه « ما يبحث فيه عن عوارضه الذّاتية . . . » اكنون پرسش ما اين است كه :
آيا بحث از وجود و عدم را مىتوان بحث از عوارض ، نام گذاشت و شما كه بحث
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 34
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٤