شرح
امروز مىتوان حقيقتا عنوان « مضروب » را بر او اطلاق كرد و سلب عنوان مذكور از او صحيح نيست بنابراين ، عدم صحّت سلب و يا به عبارت ديگر ، صحّت حمل ، دليل بر اين است كه مشتق ، نسبت به منقضى عنه المبدأ هم حقيقت مىباشد .
قوله « و فيه . . . » .
اشكال : در مباحث گذشته ، مكرّرا گفتهايم كه ما در صدد بيان موضوع له هيئت مشتق « 1 » هستيم و اختلافاتى كه مربوط به مبادى مشتقّات هست و اينكه از بعضى از مبادى ، شأنيّت و از بعضى صنعت و از برخى فعليّت و امثال آنها اراده نمودهاند ، تأثيرى در نزاع و بحث ما نمىگذارد و اختلافات مذكور را به حساب مشتق نگذاريد ، در بحث فعلى از آن نتيجه گرفته و به مستدل مىگوئيم : شما معناى « قتل و ضرب » را كه مبدأ و مصدر مقتول و مضروب هستند ، تعيين كنيد .
الف : اگر قتل ، همان معناى ظاهرى خودش را داشته باشد يعنى ازهاق روح كه فرد مقتول يك لحظه قبل از ازهاق روح ، حيات داشته باشد امّا به دست قاتل ازهاق روح پيدا كند - معناى حدوثى - در اين صورت به مستدل مىگوئيم زيدى كه فرضا ده سال قبل ، مقتول شده ، اكنون « لا يكون مقتولا » و عنوان مقتول ندارد مگر اينكه كلمهء « كانّ » - كه دلالت مىكند نسبت هم مربوط به زمان گذشته است - را همراهش استعمال نموده و بگوئيم « زيد كان مقتولا » تا تطبيق بر همان ده سال قبل كند امّا اگر بگوئيد « زيد اليوم مقتول » كه امروز ، عنوان مقتوليّت برآن صادق باشد در اين صورت از شما نمىپذيريم كه او « اليوم » مقتول باشد بلكه : « اليوم ليس بمقتول بل كان مقتولا » .
خلاصه : اگر از مبدأ مقتول و مضروب ، معناى حدوثى و صدورى استفاده كنيد در
هامش
( 1 ) - مانند هيئت فاعل ، هيئت مفعول ، هيئت صيغهء مبالغه و . . .