تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
كما لا يتفاوت في صحّة السّلب عنه ، بين تلبّسه بضدّ المبدأ و عدم تلبّسه ، لما عرفت من وضوح صحّته مع عدم التّلبّس - أيضا - و إن كان معه أوضح ، و ممّا ذكرنا ظهر حال كثير من التّفاصيل ، فلا نطيل بذكرها على التفصيل [ 1 ] .
شرح
قتل - در اين صورت ، مشتق در اعم ، حقيقت است . پاسخ مصنّف اين است كه : در مشتقاتى كه از مصدرهاى لازم ، اخذ شده‌اند ، نظر ما با شما تفاوتى ندارد و امّا نسبت به مشتقّاتى كه از مصادر متعدّى اشتقاق ، پيدا كرده‌اند با دليل دوّم يعنى صحّت سلب ، پاسخ شما را بيان مىكنيم كه : زيدى كه ضرب از او منقضى شده ، در حال انقضاء ، ضارب نيست - زيد المنقضى عنه الضّرب ليس بضارب - قضيّهء مذكور ، منافاتى ندارد به اينكه بر زيد ، مجازا عنوان ضارب اطلاق شود و واضح است كه بحث ما در صحّت اطلاق نيست بلكه نزاع ما در بحث مشتق ، اين است كه آيا اطلاق به نحو مجاز است يا حقيقت مثلا عنوان « اسد » را بر رجل شجاع هم اطلاق مىكنيم لكن به نحو مجاز ، در محل بحث مىگوئيم « زيد المنقضى عنه الضّرب ليس بضارب » و بعد هم اضافه مىكنيم « هو ضارب » يعنى ضارب مجازا و ليس بضارب حقيقتا البته با توجه به زمان تلبّس ، حقيقتا مىتوان گفت زيد ضارب - اى كان ضاربا - بنابراين استعمال مشتق در خصوص متلبّس ، حقيقت و نسبت به منقضى ، مجاز است خواه مبادى و مصادر آنها لازم باشد يا متعدّى . [ 1 ] - ب : ذاتى كه متلبّس به مبدئى بوده ولى فعلا تلبّس به آن مبدأ ندارد ، داراى دو صورت است : 1 - اگر اكنون متلبّس به ضدّ آن مبدأ شده مثل اينكه فلان جسم ، ديروز اسود بوده ولى امروز ، تلبّس به بياض پيدا كرده ، در اين صورت ، استعمال مشتق در خصوص متلبّس ، حقيقت و نسبت به منقضى ، مجاز است يعنى اكنون نمىتوان گفت « هذا الجسم ابيض و اسود » زيرا تلبّس به ضدّ مبدأ قبلى پيدا كرده .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 314 | الشيخ فاضل اللنكراني