روز ، قبل واقع شده ، تلبّس ضارب به ضرب ، دو روز قبل بوده لكن مخبر چنين گفته « جاء الضّارب » .
عبارت مذكور ، يك جمله است امّا آن را به دو نحو ممكن است معنا كرد كه طبق يك معنا استعمالش مجاز و طبق معناى ديگر با اينكه « ضارب » در مورد منقضى استعمال شده امّا حقيقت است :
الف : آيا متكلّم در صدد بيان اين مطلب بوده كه : زيدى كه در حال مجىء ، عنوان ضارب داشت به منزل ما آمد يعنى بر زيد در يك لحظه ، عنوان « جائى » و عنوان « ضارب » - به لحاظ اينكه دو روز قبل ، متّصف به ضرب بوده - منطبق مىباشد .
اگر جملهء مزبور را چنين معنا كنيم استعمال مشتق در منقضى و مجاز است زيرا ضرب ، دو روز قبل ، واقع شده و عنوان ضارب را در حال مجىء بر او منطبق كردهايم يعنى « جاء الذى هو ضارب فى حال مجيئه » .
ب : اگر جملهء مذكور را به اين نحو ، معنا كنيم « جاءنى الذى كان ضاربا قبل مجيئه » يعنى عنوان ضارب را به لحاظ يك روز قبل از مجىء بر او تطبيق كنيم - به لحاظ حالى كه تلبّس به ضرب داشته - در اين صورت ، استعمال مشتق در مورد انقضاء هست امّا عنوان مجازيّت ندارد و از نظر بحث ما ، او متلبّس به مبدأ فى الحال است زيرا مقصود از « حال » ، حال « نطق و تكلّم » يا حال مجىء كه در عبارت مذكور ، ذكر شده نيست بلكه مقصود آن حالى است كه نسبت و جرى ، تحقّق پيدا كرده و حال جرى و انتساب ، همان حال تلبّس به ضرب است .
خلاصه : جملهء « جاء الضارب » و « جاء الشّارب » را به دو نحو مىتوان معنا كرد كه در يك صورت ، استعمال « ضارب » مجازى و در حالت ديگر ، حقيقى است .
آرى كسى كه مشتق را در اعم ، حقيقت مىداند ، انگيزهاى ندارد كه جملهء مذكور را
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٠٣