انقضاء ، مجاز مىدانيد يعنى نتيجهء كلام شما اين است كه : كثيرى از استعمالات مشتق ، مجازى است - چون در مورد انقضاء كثرت استعمال دارد - و از طرفى هم مشتق را در مورد انقضاء ، مجاز مىدانيد پس لازمهء كلام شما اين است كه :
كثيرى از موارد استعمال مشتق مجاز باشد و « هذا بعيد » و اين مطلب با حكمت وضع سازش ندارد زيرا :
واضع ، مشتق - و ساير الفاظ - را وضع نموده تا مانع استعمالات محتاج به قرينه شود امّا شما ادّعا مىكنيد كه كثيرى از موارد استعمال مشتق و يا اكثر موارد آن ، مجاز است بلكه مناسب بود كه واضع ، مشتق را براى اعم ، وضع كند تا استعمالات مجازى محتاج به قرينه نباشند .
قبل از بيان جواب اشكال مذكور ، ايراد ديگرى را همراه با جوابش بيان مىكنيم .
قوله : « لا يقال كيف و قد قيل بان اكثر المحاورات مجازات » .
مستشكل ، ايرادى بر خود ، وارد و آن را رد مىنمايد كه : اشكال نكنيد كه در علم معانى و بيان خواندهايم كه اكثر محاورات عرب ، مجاز و استعمالات حقيقى در برابر استعمالات مجازى ، كم است و نوع محاورات به خاطر اينكه لطايفى در آنها رعايت شود ، مجاز است .
قوله : « فانّ ذلك لو سلّم فانّما هو لاجل تعدّد المعانى المجازيّة . . . فافهم » .
اگر اشكال مذكور را داشته باشيد ، جواب مىدهيم كه :
اوّلا قبول نداريم كه نوع محاورات ، مجاز باشد و اين مطلب جزء مسلميّات نيست .
و برفرض كه بپذيريم نوع محاورات ، مجازى است ، محلّ بحث ما با آن موارد ، تفاوت دارد و فرقش اين است كه :
در ساير موارد - غير از محلّ بحث - يك معناى مجازى ، تكثّر ندارد ، بلكه معانى
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 300
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٠٠