تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
بحسب الهيئة أصلا ، و لا تفاوتا في الجهة المبحوث عنها ، كما لا يخفى ، غاية الأمر إنّه يختلف التّلبّس به في المضيّ أو الحال ، فيكون التّلبّس به فعلا ، لو أخذ حرفة أو ملكة ، و لو لم يتلبّس به إلى الحال ، أو انقضى عنه ، و يكون ممّا مضى أو يأتي لو أخذ فعليّا ، فلا يتفاوت فيها أنحاء التّلبّسات و أنواع التّعلّقات ، كما أشرنا اليه [ 1 ] .
شرح

امر چهارم

[ 1 ] - بعضى از اعلام در بحث مشتق ، تفصيلى داده‌اند كه : اگر مبدأ مشتق از قبيل ملكه - مانند اجتهاد - و حرفه و صنعت - مانند خيّاطى و صياغت - باشد ، در اين صورت ، هيئت مشتق ، براى اعمّ از متلبّس و غير متلبّس ، وضع شده يعنى در هر دو حقيقت است امّا اگر از قبيل افعال - مانند اكل ، شرب و ضرب - باشد ، در اين صورت ، اطلاق مشتق بر فرد منقضى عنه المبدأ مجاز است . مثلا كسى كه حرفهء خود را خيّاطى قرار داده اگر يك سال مسافرت كند و از شغل خود ، دست بردارد باز هم حقيقتا بر او عنوان خيّاط ، اطلاق مىشود و همچنين كسى كه داراى قوّهء استنباط احكام هست ولى فعلا مشغول اكل و نوم هست ، بر او حقيقتا عنوان مجتهد ، اطلاق مىشود با اينكه او متلبّس به لباس اجتهاد نيست . به‌خلاف كلمهء « اكل » كه از مبدأ آن فعليّت اكل ، اراده شده و . . . مصنّف « ره » براى ردّ تفصيل و توهّم مذكور فرموده‌اند : اختلاف مشتقّات در مبادى - و اينكه از بعضى از مبادى ، حرفه ، از بعضى ملكه و از بعضى فعليّت ، اراده شده - موجب اختلاف در دلالت هيئت مشتق و باعث اختلاف در جهت بحث « 1 » ما نمىگردد .
هامش
( 1 ) - بحث ما اين است كه آيا هيئت مشتق براى خصوص متلبّس بالمبدا وضع شده يا اعمّ از متلبّس و منقضى .