تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
انطباقها على الأمور الخارجيّة [ 1 ] .
شرح
دخالت در موضوع له داشته باشد و در امر ثانى در بيان معناى حرف براى شما مشخص شد كه وضع و موضوع له حروف ، عام است . [ 1 ] - كاش براى ما معلوم مىشد كه : اگر قصد آليّت در حرف ، باعث جزئيّت معنا شده چرا قصد استقلاليّت در اسم باعث جزئيّت نمىشود يعنى اگر لحاظ آليّت در حرف باعث جزئيّت معنا شده بايد در اسم هم قصد استقلاليّت ، سبب جزئيّت موضوع له شود و در نتيجه موضوع له هر دو خاص شود نه يكى خاص - حرف - و ديگرى عام - اسم - اگر بگوئيد لحاظ استقلاليّت در موضوع له اسم ، مأخوذ نيست بلكه متكلّمين در حين استعمال ، معناى اسم را استقلالا اراده مىكنند ، جواب مىدهيم كه اين مطلب در حرف هم جارى است يعنى موضوع له لغت الابتداء ، كلى است ولى مستعملين در حين استعمال ، آن را به نحو آليّت استعمال مىكنند و آن را براى ربط بين سير و بصره به كار مىبرند و قبلا اشاره كرديم كه انحاء و طرق استعمال معنا محال است داخل موضوع له باشد زيرا مستلزم دور است چون استعمال ، بعد از وضع تحقّق پيدا مىكند ، بايد وضعى باشد تا استعمال محقّق شود و . . . خلاصه : چگونه ممكن است قصد آليّت در حروف ، باعث جزئيّت معنا شود امّا قصد استقلاليّت در اسماء ، سبب جزئيّت نشود ؟ اگر لحاظ و قصد آليّت در موضوع له حروف ، مأخوذ باشد مستلزم اين است كه معانى متعلّقات حروف - مانند سير ، بصره و كوفه « 1 » - بر خارجيّات ، منطبق نشود و مصنّف نظير همين اشكال را در امر ثانى و در بيان معناى حروف متذكّر شدند - فى قوله « مع أنّه يلزم ان لا يصدق على الخارجيات . . . » -
هامش
( 1 ) - در جمله « سرت من البصرة الى الكوفة » .