شرح
مقصود از كلمهء حال ، حال نطق - مقابل ماضى و مستقبل - مىباشد ؟
مصنّف « ره » فرمودهاند مقصود از كلمهء « حال » ، حال نطق - زمان حال - نيست .
توضيح ذلك : « حال » داراى اطلاقاتى هست از جمله : الف : گاهى اطلاق مىشود و مراد از آن حال صدور و حال تلبّس ذات به مبدأ است .
ب : گاهى هم اطلاق مىشود و مراد از آن ، حال جرى ، حال اطلاق و حال نسبت است - كه متكلّم اتّصاف را به ذات ، نسبت داده است -
دو معناى مذكور گاهى با يكديگر متّحد و جمع مىشوند .
مثال : 1 - « زيد ضارب الآن » در مثال مذكور ، هم حال نسبت و اطلاق ، الآن است و هم حال صدور و تلبّس ، الآن است .
2 - « كان زيد ضاربا امس » در مثال مزبور ، حال تلبّس ، امس است و هم حال اطلاق و نسبت .
3 - « سيكون زيد ضاربا غدا » در مثال اخير ، حال تلبّس ، فردا مىباشد و اطلاق هم به ملاحظهء فردا است بنابراين در مثالهاى مذكور ، « حال تلبّس » و « حال اطلاق و نسبت » متّحد است يعنى حكم به ضاربيّت - غدا - يا ضاربيّت - امس - شده است نه اينكه حكم كرده باشند به ضاربيّت الآن به ملاحظه صدور ضرب در امس يا غد .
گاهى حال اطلاق و حال تلبّس با هم مختلف مىشوند .
مثال : « زيد ضارب » - به ملاحظهء ضرب سابق يا ضرب غد -
بعد از ذكر مقدّمهء مذكور ، مقصود مصنّف « ره » مشخّص مىشود كه :
اگر حال اطلاق و حال نسبت متكلّم با حال صدور و تلبّس متّحد شد - مانند امثلهء سهگانه مذكور - ترديدى نيست كه همهء آنها حقيقت مىباشند « 1 » نه مجاز گرچه تلبّس به
هامش
( 1 ) - بدون نياز به تصرّف و تأويل .