ثمّ إنّه لا يبعد أن يراد بالمشتقّ في محلّ النّزاع ، مطلق ما كان مفهومه و معناه جاريا على الذّات و منتزعا عنها ، بملاحظة اتّصافها بعرض أو عرضي و لو كان جامدا ، كالزّوج و الزّوجة و الرّقّ و الحرّ ، فإن ابيت إلا عن اختصاص النّزاع المعروف بالمشتقّ ، كما هو قضيّة الجمود على ظاهر لفظه ، فهذا القسم من الجوامد أيضا محلّ النّزاع [ 1 ] .
شرح
بعضى از مبادى جنبهء صناعت و حرفه دارند مثلا نجّار ، صيغهء مبالغه هست و تا زمانى كه فرد به صنعت نجّارى آشنا هست آن عنوان به صورت تلبّس فعلى در او ثابت است و اگر روزى آن حرفه را فراموش كرد مىتوان گفت انقضى عنه المبدأ ولى به مجرّد اينكه او دست از عمليّات و حرفهء نجارى كشيد و به منزل آمد ، نمىتوان گفت چون او بالفعل متلبّس نيست پس انقضى عنه المبدأ .
در بعضى از مبادى هم عنوان و جنبهء ملكه مطرح است مانند اجتهاد كه مبدأ مجتهد است معناى اجتهاد و مجتهد اين نيست كه فرد ، بالفعل مثلا داراى رسالهء عمليه باشد بلكه مفهومش اين است كه شخص ، داراى قوّه و نيروى استنباط احكام باشد و چنانچه روزى به علّت كهولت يا كسالت ، ملكهء اجتهاد از او سلب شد ، مىتوان گفت انقضى عنه المبدأ و بايد بحث كرد كه عنوان مجتهد به صورت حقيقت بر او اطلاق مىشود يا مجاز .
خلاصه : صاحب فصول « ره » خيال كردهاند كه در تمام مبادى بايد جنبهء فعليّت ، لحاظ شود لذا يك قسمت از مشتقات را از محلّ بحث ، خارج دانستهاند .
بنا بر آنچه كه تاكنون بيان كرديم بحث و نزاع ما شامل اسم فاعل ، مفعول ، زمان مكان ، آلت و صيغهء مبالغه مىشود .
[ 1 ] - مصنّف « ره » دائرهء نزاع در بحث مشتق را توسعه داده و فرمودهاند محلّ نزاع ، عبارت است از : « مطلق ما كان مفهومه و معناه جاريا على الذّات و منتزعا عنها بملاحظة