تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
محشّين ذكر كرده‌اند كه از كلمات مصنّف هم استفاده مىشود . الف : هنگام مراجعه به كتب اصولى مىبينيم علماء براى مشتق به اسم فاعل ، مثال زده‌اند اگر تنها اسم فاعل ، مورد بحث نبوده چرا آنها به اسم فاعل مثال زده‌اند . جواب اين قسمت از كلام صاحب فصول « ره » اين است كه : تمثيل براى توضيح مطلب است لذا هميشه مثال را يك مصداق واضح ، ذكر مىكنند لذا مىگوئيم تمثيل ، دليل بر اين نيست كه نزاع و بحث ، اختصاص به آن مورد دارد . ب : بيان صاحب فصول كه مصنّف در متن كتاب به آن تصريح ننموده ولى از عبارت تا حدّى استفاده مىشود : صاحب فصول فرموده‌اند اسم مفعول نمىتواند داخل محلّ بحث باشد زيرا داراى يك ضابطهء كلى نيست مثلا عرف ، بعضى از اسم مفعول‌ها را حقيقت در اعم مىداند و بعضى از اسم مفعول‌ها را در خصوص متلبّس ، حقيقت مىشمرد نه در اعم . مثلا اگر كسى كتابى بنويسد بعد از صد سال هم مىگويند آن كتاب ، مكتوب فلانى مىباشد و تا صدها سال بعد عنوان « مكتوب » را به نحو حقيقت نسبت به او استعمال مىكنند و همچنين اگر كسى بنائى يا مسجدى را بسازد تا ساليان متمادى ، عنوان « مصنوع » را به نحو حقيقت در مورد او استعمال مىكنند . بعضى از اسم مفعول‌ها هم حقيقت در اعم نيستند مثلا اگر شما كتاب خودتان را ديروز فروخته باشيد ، امروز نمىگويند آن كتاب ، مملوك شما هست با اينكه يك روز ، بيشتر از انجام معامله نگذشته امّا آن كتاب ، براى شما عنوان مملوكيّت ندارد . اگر اسم مفعول ، حقيقت در اعم باشد ، بايد عنوان مملوكيّت ، براى هميشه ، نسبت به شما حقيقت داشته باشد لذا مىگوئيم چون اسم مفعول ، داراى ضابطه‌اى نيست ، خارج از
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 247 | الشيخ فاضل اللنكراني