محلّ بحث ما هست .
اسم زمان و مكان هم حقيقت در اعم هستند به عنوان مثال هنوز هم ما روز دهم ماه محرّم را مقتل و روز قتل حضرت حسين بن على ( عليه السّلام ) مىدانيم يعنى با اينكه بيش از هزار و سيصد سال از روز شهادت آن حضرت گذشته هنوز هم به عنوان يوم مقتل الحسين ( عليه السّلام ) حقيقت دارد .
و همچنين در مورد اسم مكان ، اگر قتلى يا ضربى در محلّى واقع شده باشد آن محل ، براى هميشه عنوان مقتل و مضرب دارد و عرف هم به چنين مطلبى گواهى مىدهد بنابراين بلا اشكال اسم زمان و مكان هم از محل بحث ، خارج است .
امّا اسم آلت - مانند مقراض - لزومى ندارد كه اتّصاف به مبدأ پيدا كرده باشد و اگر اصلا يك مرتبه هم با آن قرض و قطعى تحقّق پيدا نكند ، عنوان مقراضيّت نسبت به آن حقيقت است نه مجاز لذا مىگوئيم اسم آلت ، حقيقت در ما اعدّ للآليّة هست خواه از آن استفادهاى بشود يا نشود .
امّا صيغهء مبالغه در موردى استعمال مىشود كه ذاتى كثيرا اتّصاف به مبدأ پيدا كرده باشد مثلا وقتى فردى كثيرا اتّصاف به نجّارى يا بقّالى داشته باشد ، به او بقّال يا نجّار اطلاق مىشود خواه بالفعل مشغول آن عمل باشد يا نباشد .
مرحوم آقاى آخوند تقريبا دو جواب به صاحب فصول دادهاند :
1 - سؤال ما از صاحب فصول ، اين است كه مطالب مذكور ، نظر شخصى خودشان هست يا عقيده همه مىباشد .
اگر نظر و عقيدهء خودشان باشد ، مىگوئيم با نظر شخصى خود نمىتوان محلّ نزاع يك بحث اصولى را تعيين و چيزى را از محلّ بحث خارج نمود و اگر بگويند عقيدهء همه است مىگوئيم اين كلام را قبول نداريم زيرا بين علماء خلاف و بحث است كه . . .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 248
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٤٨