شرح
فخر المحققين نقل نمودهاند كه بعضى از جوامد « 1 » هم در دائرهء بحث مشتق قرار دارند .
فرع فقهى : شخصى داراى دو زوجهء كبيره و يك زوجهء صغيرهء شيرخوار هست - البتّه زوجهء صغيره را با اذن ولى و مصلحت طفل به ازدواج خود ، درآورده - كه زوجهء صغيره را در اختيار دو زوجهء كبيره خود قرار داده تا از آنها ارتضاع كند و كبيرتين آن صغيره را با شرائطى كه در باب رضاع ، معتبر است شير دادهاند . لازم است به دو نكته اشاره كنيم كه :
1 - شير خوردن صغيره از كبيرتين ، متعاقب يكديگر است يعنى فرضا يك شبانه روز از كبيرهء اوّل شير خورده سپس يك شبانه روز از كبيرهء دوّم كه ارتباطى به هم پيدا نكند و مخلوط نشود .
2 - مصنّف « ره » فرمودهاند : « مع الدخول بالكبيرتين » .
طبق فرض مسئله به مجرّدى كه زوجهء صغيره از كبيرهء اوّل ، ارتضاع نمود يعنى شرائط معتبر در باب رضاع محقّق شد ، زوجهء كبيرهء اوّل و زوجهء صغيره بر زوج ، حرام مىشوند زيرا كبيرهء اوّل به خاطر ارضاع صغيره ، عنوان امّ الزّوجه پيدا مىكند و امّ الزّوجه يكى از محرّمات ابدى است و صغيره هم چون بنت الزّوجه است بر زوج ، حرام مىشود منتها مىدانيد كه هر بنت الزّوجهاى - ربيبه - بر زوج ، حرام نيست بلكه بنت الزّوجة المدخول بها حرام است لذا در طرح مسئله گفتيم بايد آن زوجه ، مدخول بها باشد .
يادآورى : قسمت مذكور از مسئله ، ارتباطى به بحث مشتق ندارد گرچه با نظر دقيق مىتوان آن را به بحث مشتق ، مرتبط كرد بلكه قسمت دوّم مسئله را به بحث مشتق ارتباط دادهاند كه :
سؤال : آيا زوجهء كبيرهء دوّم كه با شرائط معتبر در باب رضاع ، صغيره را شير داده بر
هامش
( 1 ) - بهنحوىكه بيان كرديم .