شرح
لفظى كه مأخوذ از لفظ ديگرى باشد ، داراى عنوان مشتق هست مثلا فعل ماضى ، مشتق است زيرا از مصدر ، اخذ شده ، فعل مضارع مشتق است چون از فعل ماضى ، مأخوذ است و همچنين افعال امر و نهى هم مشتق هستند زيرا از فعل مضارع گرفته شدهاند پس در ادبيّات ، عنوان مشتق ، عام است .
سؤال : مقصود از مشتق اصولى چيست « 1 » ؟
جواب : مراد از مشتق در محلّ نزاع ، مطلق مشتق نيست كه شامل افعال و مصادر هم بشود بلكه مقصود از مشتق در محلّ بحث ، مفهومى است كه منتزع است از ذاتى به ملاحظه اتّصاف آن ذات به مبدأ خواه آن اتصاف صدورى باشد مانند « ضارب » كه منتزع است از ذات به ملاحظه اتصاف او به فعلى كه صادر است از او يا انتزاعى باشد مانند « مالك » كه منتزع است از ذات به ملاحظهء انتزاع اين صفت از آن يا حلولى باشد مانند مقتل و مسجد كه منتزع هستند از ذات زمان و مكان به ملاحظهء حلول اين صفت در آنها .
به عبارت ديگر ، مقصود از مشتق ، خصوص آن چيزى است كه جارى مىشود بر ذات ، عنوان براى ذات هست و با آن ذات به نحوى اتّحاد دارد و مىتوان جملهء اسميّه تشكيل داد ، آن مشتق را بر ذات ، حمل نمود و گفت « زيد ضارب » يا « الضّارب زيد » يعنى ضارب ، همان زيد است و زيد همان ضارب است يعنى بين آن دو فرقى نيست به خلاف جملهء فعليّه مانند « ضرب زيد » - كه فقط در آن ، اسناد فعل به فاعل ، مطرح است - و يا حتّى « زيد ضرب » كه گرچه از نظر ادبيّات ، جملهء اسميه است امّا جملهء اسميّه
هامش
( 1 ) - هو فى الاصطلاح كل لفظ اطلق على الذات باعتبار اتصافها بمبدإ من المبادى ، سواء كان مشتقا نحويا ام غيره و سواء ان اتّصاف الذات بتلك الصفة باعتبار حلول الصفة فيها او صدورها منها او انتزاعها عنها ر . ك : اصطلاحات الاصول 1 / 244 .