تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
نجاست كه عرض تغيّر نيست بلكه آب ، اتّصاف به نجاست پيدا مىكند و معنا ندارد كه تغيّر محكوم به نجاست شود ، امّا در عين حال نقش تغيّر ، اين است كه نجاست را مرتبط به آب و معروض آب مىنمايد با توجّه به توضيحات مذكور ، نظر مصنّف را دربارهء عرض ذاتى و عرض غريب بيان مىكنيم كه : عرض ذاتى در موردى است كه واسطهء در عروض نباشد كه داراى دو مصداق مىباشد : الف : اصلا واسطه‌اى مطرح نباشد مانند تمام صورى را كه بيان كرديم و هيچ‌گونه واسطه‌اى مطرح نبوده . ب : اگر واسطه‌اى مطرح است ، آن واسطه در ثبوت باشد و هنگامى كه اين مطلب را تفسير ، تجزيه و تحليل مىكنيم متوجّه مىشويم كه از موارد نه‌گانه‌اى كه بيان كرديم حتّى در موردى كه واسطه ، مباين هم باشد يك قسمش را داخل و قسم ديگر را خارج مىنمايد چون در مورد واسطه مباين ، دو مثال ذكر كرديم يك مثال آن ، حرارتى بود كه به وسيلهء آتش براى آن پيدا مىشد لكن در همين مثال آيا وقتى آب به واسطهء آتش ، حرارت پيدا مىكند نمىتوان حقيقتا گفت « الماء حار » و اگر حرارت را به آب ، نسبت دهيم مجاز است ؟ ما بالحس در مىيابيم كه بعضى از آبها آن‌قدر ، حرارت دارد كه انسان نمىتواند با آن تماس پيدا كند با اينكه واسطه ، مباين و غير داخليّه هست ولى چون واسطه در ثبوت است نام اين عرض هم ذاتى مىباشد و فقط يك قسم را خارج مىكند و آن در موردى است كه واسطه مباين باشد - امّا واسطه در عروض باشد - مانند جالس السّفينة متحرّك كه شما به فردى كه در كشتى نشسته مىگوئيد « جالس السّفينة متحرك » امّا حقيقت امر ، اين است كه اين نسبت ، مجاز است و او حركتى ندارد بلكه حقيقتا كشتى