شرح
ابيض جسم شد ، و تحيّز ، بنا بر جسميّت برآن عارض شد ، جسميّت در ماهيّت ابيض دخالت ندارد ولى در عين حال نسبت بين جسميّت و ابيض هم مانند انسان و حيوان نيست كه او اخص باشد بلكه اين در نقطهء مقابل قرار دارد .
آنچه كه جالب مىباشد قسمت اخير است كه : واسطه در عين حال كه به تمام معنا با معروض ، مباين است امّا در عين حال ، نقش وساطت دارد مثلا با نهادن آب بر روى آتش ، آن آب ، اتّصاف به حرارت ، پيدا مىكند كه واسطهء آن ، آتش است و نسبت بين آب و آتش ، تباين است ولى همين امر مباين خارجى « صار واسطة فى اتّصاف الماء بالحرارة » .
مثال ديگر : « جالس السّفينة متحرّك » كسى كه در كشتى مىنشيند اتّصاف به حركت پيدا مىكند درحالىكه واسطه در اتّصاف مذكور ، كشتى مىباشد و نسبت بين سفينه و انسان ، تباين محض است .
نتيجه : نه مورد براى عرض بيان كرديم .
سؤال : كدام يك از اقسام مذكور ، عرض غريب است و كدام يك عرض ذاتى است ؟
جواب « 1 » : قبل از مرحوم آقاى آخوند ، پاسخ سؤال مذكور ، چنين داده شده كه :
قسم اوّل - الانسان متعجّب - و آن دو قسمى كه واسطه ، جزء مساوى يا واسطه ، خارج مساوى است - يعنى آن مواردى كه مسئله تساوى مطرح است - گفتهاند از عوارض ذاتيّه است .
نسبت به سه مورد از موارد اخير - كه واسطه ، مباين يا اخص و يا اعم هست - اتّفاق
هامش
( 1 ) - مرحوم مصنّف در مقام دفع خلط و اشتباه برآمدهاند كه به زودى بيان خواهيم كرد .