كردهاند كه جزء اعراض غريبه است .
و نسبت به موردى كه واسطه ، جزء اعم باشد مثل اينكه انسان به واسطه حيوانيّت ، معروض يك عرض شود - كه واسطه ، داخليّه ، ولى اعم هست - اختلاف شده كه هل هى واسطة بعيدة ام غريبة و بقيهء موارد هم مغفول عنه واقع شده و اصلا مورد بحث ، قرار نگرفته است .
نظر مصنّف : مرحوم آقاى آخوند با توجّه به موارد اختلاف و با عنايت به مواردى كه مورد تعرّض ، واقع نشده يك ضابطهء كلّى بيان كردهاند كه :
قبل از ملاحظهء عرض غريب و عرض ذاتى ، كلّا در مواردى كه واسطه مطرح است دو نوع واسطه مشاهده مىشود ، يعنى واسطه در ثبوت و واسطهء در عروض .
الف : اصطلاحا واسطه در عروض ، آن است كه عرض حقيقتا مربوط به نفس واسطه هست امّا به معروض ديگرى كه نسبت مىدهيم به صورت عرض ، مجاز و مسامحه هست امّا حقيقتا - همان حقيقتى كه در علم بيان خواندهايم - مربوط به واسطه هست .
ب : امّا واسطه در ثبوت اين است كه واسطه ، سبب مىشود كه عرض حقيقتا عارض معروض شود .
يك مثال عرفى : فرضا دو نفر با يكديگر اختلاف دارند ، شخص ثالثى بين آن دو ، آشتى و ارتباط برقرار مىكند ، ارتباط مذكور ، مربوط به آن دو نفر هست امّا شخص ثالث ، واسطه شده كه بين آنها تصالح برقرار شود .
مثال فقهى : آب اگرچه كر باشد چنانچه يكى از اوصاف ثلاثهاش - رنگ ، بو و طعم - تغيّر پيدا كند ، نجس مىشود در مثال مزبور با « آب ، تغيّر و نجاست » مواجه هستيم و آب ، معروض ، نجاست عرض ، و تغيّر ، واسطه است .
تغيّر ، چگونه واسطهاى است ؟
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 18
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٨