آيا در قسم سوّم و در مثال مذكور ، ناطقيّت از ذاتيّات حيوان است يا اين كه عرض انسان است ؟
واضح است كه عرض انسان مىباشد و نسبت بين آن دو ، اين است كه عارض ، اخص از معروض و معروض اعم از عارض است .
تذكّر : همانطور كه مرحوم مشكينى هم اشاره كردهاند در سه قسم مذكور ، هيچگونه واسطهاى مطرح نيست .
امّا در مواردى كه واسطهء داخليّه ، مطرح است : در صورتى كه واسطه ، داخليّه باشد فقط دو قسم تصوّر مىشود زيرا واسطهء داخليّه يا جنس است يا فصل و شقّ سوّمى ندارد به عبارت واضحتر :
اگر واسطهء داخليّه ، جنس باشد طبعا اعم مىشود و اگر فصل باشد ، طبعا مساوى مىشود و نمىتوان تصوّر نمود كه چيزى به واسطهء داخليّهاى كه آن واسطه ، جزئيّت داشته باشد و در عين جزئيّت ، اخص هم باشد ، چنين چيزى تصوّر نمىشود زيرا چيزى كه جزئيّت دارد يا جنس است يا فصل و معقول نيست كه چيزى جزئيّت داشته باشد و در عين حال ، اخص باشد پس وقتى واسطه ، داخليّه هست دو فرض مىتوان تصوّر نمود كه :
1 - چيزى به واسطهء داخليّه اعم ، عارض معروض شود مثل اينكه چيزى به عنوان اينكه انسان ، حيوان است عارض انسان شود ، مانند حساسيّت و تحرك بالاراده كه اگر عنوان عرضى داشته باشد ، عروضش براى انسان به واسطهء جنس است كه آن جنس ، عبارت از حيوانيّت است .
2 - امّا اگر چيزى به واسطهء فصل بر انسان ، عارض شود ، گفتيم به نحو تساوى خواهد بود . مثال : اگر ناطق ، ارتباطى به تكلّم داشته باشد و معناى خودش تكلم نباشد ، تكلّم
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٥