تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
نعم لا بدّ في الرّجوع إليه فيما ذكر من كونه واردا مورد البيان ، كما لا بدّ منه في الرّجوع إلى سائر المطلقات ، و بدونه لا مرجع أيضا إلا البراءة أو الاشتغال ، على الخلاف في مسألة دوران الأمر بين الأقلّ و الأكثر الارتباطيّين [ 1 ] .
شرح

مطلب پنجم ثمرهء نزاع بين صحيحى و اعمّى

[ 1 ] - مصنّف « ره » مجموعا سه ثمره براى نزاع مذكور ، بيان نموده‌اند كه يك ثمره‌اش را مىپذيرند و ثمرهء ديگرش را مسلّما رد مىكنند و در ثمرهء سوّم مناقشه مىنمايند . قبل از بيان مطلب به ذكر مثالى مىپردازيم . مولاى حكيمى در مقام بيان فرموده است « اعتق رقبة » . سؤال : در چه صورتى مىتوان به اطلاق خطاب مذكور تمسّك كرد ؟ جواب : اگر شك كنيم كه آيا زائد بر عنوان رقبه ، قيد ديگرى مانند ايمان در آن معتبر است يا نه ، در اين صورت مىتوان به اصالت الاطلاق تمسّك نمود و گفت عتق مطلق رقبه كافى است . امّا اگر شك كرديم كه آيا عنوان رقبه بر فلان موجود صادق است يا نه در اين صورت نمىتوان به اطلاق « اعتق » تمسّك نمود زيرا تمسّك به اطلاق در صورتى صحيح است كه عنوان « رقبه » محرز باشد و در عنوان زائدى مانند ايمان شك داشته باشيم . الف : امّا ثمره‌اى را كه مصنّف پذيرفته‌اند : اگر شك كرديم كه آيا فلان جزء براى مأمور به جزئيّت دارد يا نه فرضا شك كرديم كه آيا سوره براى نماز جزئيّت دارد يا نه - و يا اگر نسبت به شرطى شك كرديم كه آيا آن شرط براى مأمور به شرطيّت دارد يا نه - و در روايات باب به دليلى بر جزئيّت يا عدم جزئيّت سوره ، برخورد ننموديم ، در اين