تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
للأعمّ منه و من الزّائد و النّاقص ، أو أنّه و إن خصّ به أوّلا ، إلا أنّه بالاستعمال كثيرا فيهما بعناية أنّهما منه ، قد صار حقيقة في الأعمّ ثانيا . و فيه : إنّ الصّحيح - كما عرفت في الوجه السّابق - يختلف زيادة و نقيصة ، فلا يكون هناك ما يلحظ الزّائد و النّاقص بالقياس عليه ، كي يوضع اللفظ لما هو الأعمّ فتدبّر جيّدا [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] - ه : پنجمين قدر جامع متصوّر از نظر اعمى اين است كه : الفاظ عبادات را به الفاظ مقادير و اوزان تشبيه كرده و گفته‌اند « وضع » اسامى مقادير و اوزان مانند مثقال ، حقّه ، وزنه و خروار به چه كيفيّت بوده است ؟ اسامى مذكور به يكى از دو نحو ، وضع شده‌اند : الف : واضع وقتى مىخواسته مثلا كلمهء خروار را نام‌گذارى كند ، آن را براى صد من در نظر گرفته امّا نفس صد من را موضوع له قرار نداده بلكه گفته است اگر مختصرى هم از آن مقدار ، كمتر يا بيشتر باشد ، مانعى ندارد يعنى من لفظ خروار را براى خصوص صد من وضع نمىكنم و چنانچه مقدارى كمتر يا بيشتر از آن اندازه باشد ، حقيقتا عنوان مذكور برآن صادق است . ب : راه ديگر ، اينكه واضع ، ابتداء ، لفظ مذكور را براى خصوص صد من وضع كرده امّا بعدا بر اثر كثرت استعمال و مسامحات عرفى به اين امر منجر شده كه اگر شما كلمهء خروار را براى صد من كه مختصرى كمتر يا بيشتر هم باشد ، استعمال نمائيد ، آن استعمال از نظر عرف ، مجاز شناخته نمىشود ، بلكه استعمالش حقيقى است . اعمّى مىگويد چه مانعى دارد كه ما همين مطلب را در مورد الفاظ عبادات بگوئيم به اين ترتيب كه : شارع مقدّس ، نماز صحيح را در نظر گرفته امّا لفظ صلات را براى « صحيح » وضع نكرده بلكه اگر نمازى مقدارى هم با آن نماز منظور ، تفاوت داشته باشد ، عنوان صلات
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 171 | الشيخ فاضل اللنكراني