تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
شرح
مستقيما عارض انسان نمىشود . ب « 1 » : گاهى واسطه ، خارجيّه است يعنى آن چيزى كه در عروض آن عارض واسطه مىشود ، خارج از دائرهء ذات و ذاتيات است . امثله و شقوق مختلف آن‌ها : امّا در قسم اوّل كه هيچ‌گونه واسطه‌اى در عروض نيست : 1 - با توجه به تقسيماتى كه بين دو كلّى شده گاهى نسبت بين عارض و معروض ، تساوى است يعنى بر هر چيزى كه معروض ، صدق مىكند ، عارض هم صادق است و گفته‌اند مانند « تعجّب » نسبت به انسان ، هنگامى كه شما مىگوئيد « الانسان متعجّب » عنوان « متعجّب » بدون واسطه ، عارض انسان مىشود و حتّى جنس و فصل در آن دخالت ندارد و نسبت متعجّب و انسان از نظر مصاديق ، تساوى مىباشد يعنى « كلّما صدق عليه الانسان ، صدق عليه انّه متعجّب و كلّما صدق عليه انّه متعجّب صدق عليه انّه انسان » . 2 - گاهى نسبت بين عارض و معروض ، چنين است كه عارض ، اعمّ از معروض است اگر شما گفتيد « الناطق حيوان » در اين صورت ، حيوانيّت ، جزء ناطق نيست - البتّه جزء انسان هست - و در عروض حيوانيّت بر انسان ، هيچ‌گونه واسطه‌اى وجود ندارد و در عين حال ، نسبت بين ناطق و حيوان اين است كه عرض از معروض ، اعم است . 3 - گاهى هم معروض اعمّ از عارض است اگر گفتيد « الحيوان ناطق » گرچه بعضى از حيوانات ناطق هستند امّا ناطقيّت جزء ماهيّت حيوان نيست - البتّه جزء ماهيّت انسان مىباشد -
هامش
( 1 ) - كه به چهار نوع ، تقسيم مىشود .