از امر آورديد ، در رتبهء موضوع آورديد و در معناى صلات عنوان « مطلوب » را اخذ كرديد نتيجهاش اين مىشود كه :
« مطلوب » هم بر طلب تقدّم و هم از طلب ، تأخّر دارد و امكان ندارد كه « مطلوب » هم متقدّم بر طلب و هم متأخّر از طلب باشد .
خلاصهء دليل دوّم : عنوان « مطلوب » يعنى عنوان مأمور به و عنوان مأمور به بعد از تعلّق امر ، محقّق مىشود ولى شما قبل از تعلّق امر ، صلات موضوعى را معنا مىكنيد و مىگوئيد يعنى « مطلوب » لذا عنوان مطلوب هم بر طلب ، تقدّم و هم از طلب ، تأخّر پيدا مىكند و اين دور و مستحيل است .
3 - قبل از بيان دليل سوّم متذكّر دو نكته مىشويم :
الف : مشهور از اصوليّون ، قول صحيحى را اختيار كردهاند .
ب : مشهور در دوران امر ، بين اقلّ و اكثر ارتباطى گفتهاند به اصالت البراءة تمسّك مىكنيم نه اصالة الاشتغال فرضا اگر مىدانيم نماز ، داراى نه جزء است امّا نمىدانيم جزء دهمى بنام سوره دارد يا نه و همچنين اگر ندانيم فلان شىء براى نماز شرطيّت دارد يا نه در اين صورت اگر دليل و روايتى نداشته باشيم ، مشهور گفتهاند مىتوان به اصالت البراءة رجوع و جزئيّت مشكوك الجزئيّة را رفع نمود .
حال ، مستشكل از دو نكتهء مذكور استفادهاى كرده و مىگويد :
اگر موضوع له صلات ، عنوان « مطلوب » باشد ديگر در بحث اقلّ و اكثر ارتباطى كسى نمىتواند به برائت تمسّك كند بلكه بايد به اصالت الاشتغال تمسّك كرد مثلا خداوند متعال فرموده است
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *
يعنى آن چيزى كه مطلوب من است بايد تحقّق پيدا كند حال اگر شما نماز نه جزئى را اتيان نموديد و سورهء مشكوك الجزئيّة را ترك نموديد ، نمىدانيد كه مطلوب الهى در خارج تحقّق پيدا كرده يا نه زيرا در محلّ