خودتان در توضيح معناى « صحّت » بيان كرديد كه :
ما نمىتوانيم يك نماز صحيح داشته باشيم كه به طور كلّى و در تمام حالات و نسبت به همهء افراد ، اتّصاف به صحّت داشته باشد زيرا « صحّت » و « فساد » دو امر اضافى و اعتبارى هستند و شاهدش اين است كه صحّت به حسب حالات مكلّف - در سفر ، حضر اختيار و اضطرار - مختلف مىشود مثلا نماز صحيح در سفر دو ركعت و در حضر چهار ركعت و عكس آن فاسد است لذا شما هيچ مركّبى را نمىتوانيد موضوع له قرار دهيد و هرچه را به عنوان جامع ، تصوّر كنيد در يك حالت ، صحيح و همان نماز ممكن است در حال ديگر ، محكوم به فساد باشد .
خلاصه : شما صحيحىها هيچ مركّبى را نمىتوانيد موضوع له صلات قرار دهيد .
ب : امر بسيط هم نمىتواند موضوع له صلات باشد زيرا :
1 - ممكن است بگوئيد نماز براى عنوان « مطلوب » - امر بسيط - وضع شده و عنوان مذكور ، جامع بين افراد و مصاديق صحيح است زيرا نمازهاى باطل كه مطلوبيّتى ندارد .
2 - ممكن است عنوان بسيط ديگرى را موضوع له لفظ نماز قرار دهيد امّا بگوئيد نام آن را نمىتوانيم مشخّص نمائيم ولى مىدانيم كه عنوان « مطلوب » با آن عنوان ملازم است - عنوان مطلوب لازم مساوى آن است نه اينكه « مطلوب » لازم اعمّش باشد كه گاهى با غير آنهم تحقّق پيدا كند - و هركجا آن عنوان باشد « مطلوب » هم همراهش هست به علّت اينكه آن عنوان فقط شامل افراد صحيح مىشود و در مورد افراد و مصاديق صحيح هميشه عنوان « مطلوب » تحقّق دارد .
خلاصه : بنا بر قول صحيحى عنوان بسيطى كه ممكن است موضوع له لفظ صلات باشد يكى عنوان « مطلوب » و ديگرى عنوان مجهولى است كه « مطلوب » ملازم با آن باشد .
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٥٤