بحث ، عنوان مأمور به « مطلوب » است و بايد در خارج واقع شود و با اتيان نماز بدون سوره نمىدانيد كه مأمور به تحقّق پيدا كرد يا نه و به اصطلاح شك در محصّل داريد يعنى عنوان مأمور به براى شما مشخّص است امّا نمىدانيد در خارج واقع شده يا نه .
يا مثلا شما وظيفه داشتيد كه لباستان را غسل نمائيد حال ، مختصرى آن را تطهير كرديد امّا نمىدانيد كه عنوان غسل تحقق پيدا كرد يا نه ، تا هنگامى كه علم به حصول عنوان غسل پيدا نكنيد نبايد از انجام آن تكليف ، خوددارى كنيد .
خلاصهء دليل سوّم : مستشكل مىگويد اگر عنوان « مطلوب » موضوع له لفظ صلات باشد ديگر مشهور در شك در جزئيّت و امثال آن ، حقّ تمسّك به برائت ندارد زيرا در اين صورت ، عنوان شكّ در محصّل مطرح است و در موارد شكّ در محصّل ، همه قائل به احتياط هستند .
يادآورى : در صورتى كه موضوع له لفظ صلات را عنوان ملازم با « مطلوب » قرار دهيم مستشكل ، همين دليل سوّم را جارى مىداند و مىگويد :
اگر عنوان بسيطى موضوع له لفظ صلات باشد كه عنوان مطلوب با آن ، ملازم باشد ، طبق مبناى مذكور ، شما در شك در جزئيّت و شرطيّت حقّ رجوع به برائت نداريد زيرا اگر نماز نه جزئى را اتيان كرديد و سورهء مشكوك الجزئيّة را ترك نموديد ، نمىدانيد آن عنوانى كه « مطلوب » لازم آن هست آيا تحقّق پيدا كرد يا نه لذا بايد اصالة الاشتغال جارى نمائيد درحالىكه مشهور در موارد شك در جزئيّت و امثال آن اصالت البراءة جارى مىنمايند .
خلاصهء اشكال : نه يك امر مركّب مىتواند قدر جامع بين افراد صحيح باشد و نه يك امر بسيط به نام « مطلوب » و نه يك امر بسيط ديگرى به عنوان اينكه « مطلوب » لازمهء آن باشد و در نتيجه به نظر مستشكل ، صحيحى نمىتواند يك جامع و يك معناى
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٥٧