تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
شرح
يك اعمال ظاهريّه داريم كه همان غسلات و مسحات است و يك حقيقت ديگر داريم به نام طهارت باطنيّه كه از غسلات و مسحات حاصل مىشود و مأمور به همين طهارت حاصله از غسلات و مسحات است و مسألهء سبب و مسبّب مطرح است « 1 » . طبق اين مبنا اگر وضوء يا غسل ، يك جزء مشكوك الجزئيّة داشته باشد كسى نمىتواند اصل برائت جارى كند بلكه بايد به اصالت الاشتغال تمسّك نمايد چون نمىداند با وضوى خالى از جزء مشكوك آيا آن طهارت واقعيّه حاصل شده يا نه لذا وظيفه‌اش اين است كه آن طهارت معنوى را تحصيل نمايد . همان‌طور كه ملاحظه كرديد در اين قبيل موارد ، محصّل و متحصّل ، دو امر واقعى هستند يكى غسلات و مسحات وضوئى و غسلى و ديگرى همان طهارت معنوى است به خلاف محلّ بحث كه : در باب صلات و امثال آن اگر بگوئيم موضوع له آن يك عنوان بسيطى است كه عنوان « مطلوب » لازمه آن است ، عنوان مذكور با عنوان نماز صحيح ، محصّل و متحصّل ، سبب و مسبّب نيست بلكه يك عنوان اعتبارى و انتزاعى است تا اينكه شامل افراد صحيح شود و تقريبا مانند كلّى طبيعى و افراد است كه ما در خارج ، دو وجود نداريم . آيا اگر زيد در خارج ، تحقّق پيدا كرد ما دو وجود پيدا كرده‌ايم ، يكى فرد و ديگرى انسان ؟ مسلّما دو وجود مطرح نيست بلكه انسان ، يك كلّى و منطبق بر تمام مصاديق است . در محلّ بحث هم موضوع له لفظ صلات ، آن عنوان بسيط است كه عنوان مذكور ، منطبق بر نمازهاى صحيح است نه اينكه متحصّل از نمازهاى صحيح باشد به‌خلاف باب غسل و وضوء كه طبق آن مبنا ، طهارت واقعيّه از وضوء و غسل
هامش
( 1 ) - نظر ديگر ، اين است كه غسل و وضوء مانند نماز ، خودشان مأمور به هستند و مسألهء طهارت باطنيّه و سبب و مسبّب مطرح نيست . البتّه در فقه بايد اين مطلب را تحقيق نمود .