يؤثّر الكلّ فيه بذاك الجامع ، فيصحّ تصوير المسمّى بلفظ الصّلاة مثلا : بالنّاهية عن الفحشاء ، و ما هو معراج المؤمن ، و نحوهما [ 1 ] .
شرح
مطلب سوّم
« تعيين قدر جامع بنا بر قول صحيحى »
[ 1 ] - يكى از مقدّمات بسيار مهمّى كه مصنّف « ره » در بحث صحيح و اعم ذكر مىكنند « 1 » و از آن نتيجه مىگيرند كه حق با صحيحى مىباشد نه اعمّى عبارت است از اينكه : آيا صلات و ساير الفاظ عبادات ، وضعشان عام و موضوع له آنها هم عام است يعنى از قبيل اسماء اجناس هستند يا اينكه وضع آنها عام ولى موضوع له آنها خاص و از قبيل حروف « 2 » هستند ؟ چه قول صحيحى و چه قول اعمّى را بپذيريم ظاهر ، اين است كه در عبادات ، وضع عام و موضوع له هم عام است « 3 » - يعنى لفظ صلات مانند ساير اسماء اجناس است - كه يك عنوان و معناى كلّى را در نظر مىگيرند و لفظ را براى آن معناى كلّى وضع مىكنند . خلاصه : حال كه موضوع له الفاظ عبادات بنا بر قول صحيحى و اعمّى عام شد ، بايد يك كلّى و قدر جامعى در ميان باشد تا شامل تمام مصاديق شود منتها بنا بر قول صحيحى شامل مصاديق صحيح شود و بنا بر قول اعمّى شامل افراد صحيح و فاسد گردد .هامش
( 1 ) - و بسيار مناسب بود كه آن مقدّمه را همينجا بيان مىكردند .
( 2 ) - بنا بر مذهب مشهور .
( 3 ) - دليلش را در صفحهء 172 بيان خواهيم كرد و اگر كسى موضوع له را هم خاص بداند ، بايد براى الفاظ عبادات ، قدر جامعى تصوّر كند زيرا همان فرد هم « وضع » الفاظ را عام مىداند لذا بايد يك معناى كلّى تصوّر كند .