تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
و أنت خبير بأنّه لا يكاد يصحّ هذا ، إلا إذا علم أن العلاقة إنّما اعتبرت كذلك ، و أنّ بناء الشّارع في محاوراته ، استقرّ عند عدم نصب قرينة أخرى على إرادته ، بحيث كان هذا قرينة عليه ، من غير حاجة إلى قرينة معيّنة أخرى ، و أنّى لهم بإثبات ذلك [ 1 ] .
شرح
كه ما مثال را بنا بر قول صحيحى بيان كرديم ، علّتش آن بود كه مثال واضح و روشنى بود . [ 1 ] - راه و كيفيّت شركت منكرين حقيقت شرعيّه در بحث صحيحى و اعمّى همان بود كه بيان كرديم و آن راه از نظر مقام تصوّر ، خوب است ولى از نظر مقام اثبات ، نياز به دليل دارد و براى كشف چنين مطلبى دو موضوع بايد روشن شود . اوّلا احراز نمائيم كه شارع مقدّس در مقام رعايت علاقه ، صلات صحيح را طرف سنجش قرار داده نه نماز فاسد را و ما راهى براى كشف آن نداريم ، از چه طريقى مىتوانيم احراز كنيم كه شارع وقتى مىخواسته لفظ صلات را در معناى جديد استعمال نمايد ، اوّل نماز صحيح را طرف مقايسه قرار داده و نماز صحيح را مجاز اصيل و نماز فاسد را در دنبال آن قرار داده و . . . ثانيا : نكته : ما در تمام مجازات به دو قرينه نيازمنديم يكى قرينهء صارفه كه ما را از معناى حقيقى منصرف كند و ديگرى قرينهء معيّنه تا معناى مراد را براى ما مشخّص نمايد امّا گاهى همچنين است كه همان قرينهء صارفه ، قرينهء معيّنه هم هست . مثال : كلمهء « يرمى » در جملهء « رأيت اسدا يرمى » داراى دو نقش است الف : ذهن ما را از حيوان مفترس منصرف مىكند ب : به ما مىفهماند كه مقصود متكلّم ، رجل شجاع بوده نه گرگ يا پلنگ زيرا آن دو هم معناى مجازى و آنها هم در شجاعت به اسد ، شباهت دارند . از كجا متوجّه مىشويم كه مقصود از « يرمى » رجل شجاع بوده ؟ « رمى » از خصوصيّات انسان است و در حيوان تحقّق پيدا نمىكند لذا مىگوئيم