شرح
شركت منكرين حقيقت شرعيّه در بحث صحيحى و اعمى از يك راه تصوّر مىشود كه آن راه صرف تخيّل است و از نظر مقام اثبات كسى نمىتواند دليلى برآن اقامه نمايد و آن عبارت است از اينكه :
كسى كه منكر حقيقت شرعيّه است - و استعمالات را مجازى مىداند - و درعينحال صحيحى « 1 » هم هست اينچنين مىتواند تصوّر كند و بگويد :
به نظر ما وقتى شارع ، لفظ صلات را در معناى جديد استعمال كرده ، بين معناى جديد و معناى لغوى ، رعايت علاقه نموده است .
معناى جديد ، صلات صحيح بوده او نماز صحيح را با معناى لغوى مقايسه كرده ، اوّلين معنائى را كه در نظر گرفته و اصل و مبنا قرار داده همان نماز صحيح بوده است .
آيا شارع بعدا لفظ صلات را در نماز فاسد استعمال نكرده ؟ آرى اطلاق نموده .
استعمال لفظ صلات در نماز فاسد ، مجاز است يا حقيقت ؟
به نظر ما - منكرين حقيقت شرعيّه - آنهم مجاز است .
بين آن دو مجاز چه تفاوتى است ؟
بين آنها دو تفاوت به شرح ذيل موجود است :
1 - هنگامى كه شارع مقدّس مىخواسته لفظ صلات را در نماز صحيح ، استعمال نمايد ، نماز صحيح را با معناى لغوى آن مقايسه و بين آن دو رعايت علاقه نموده است امّا وقتى كه كلمهء صلات را در نماز فاسد استعمال مىكند ديگر با معناى لغوى كارى ندارد و استعمالش در نماز فاسد به خاطر تناسبى است كه صلات فاسد با نماز صحيح دارد .
هامش
( 1 ) - و ممكن است اعمى باشد .