تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
جواب : عقلاء براى اصل مذكور ، اعتبارى قائل نيستند و شما هم مىتوانيد به عقلاء مراجعه كنيد و ببينيد آيا آنها اصلى به نام اصالت تأخّر حادث دارند يا نه . مصنّف « ره » كأنّ فرموده‌اند اگر كسى ادّعا كند كه عقلاء به اصل مذكور ، اعتناء مىكنند ، پاسخ مىدهيم كه براى ما ثابت نشده كه بين عقلاء اصلى به نام اصالت تأخّر حادث ، معتبر باشد و تا مطلب ثابت نشود نمىتوان به آن استناد نمود . خلاصه : تمسّك به اصالة تأخّر حادث به عنوان يك اصل عقلائى مردود است . اگر بگوئيد اصالت تأخّر استعمال - حادث - ارتباطى به عقلاء ندارد بلكه يك اصل شرعى و همان استصحاب است و دليل شرعى بر حجّيّت استصحاب داريم و لا تنقض اليقين بالشّك ، همان‌طور كه به استصحاب طهارت و نجاست حجّيّت مىبخشد ، در محلّ بحث هم براى ما كارساز و مفيد است . بيان ذلك : در استصحاب به قضيّهء متيقّنه و مشكوكه نياز داريم در محلّ بحث ، قضيّهء متيقّنه را چنين ترتيب مىدهيم كه : مثلا ده سال ، قبل الوضع قطعا آن استعمال نبوده ، به وسيلهء استصحاب ، عدم حدوث استعمال را ادامه مىدهيم تا پنج سال قبل الوضع و همچنين آن را ادامه مىدهيم تا مقارن وضع و تا بعد الوضع ، فرضا مىگوئيم استعمال « صلّ عند رؤية الهلال » دو روز قبل از رحلت نبىّ اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) تحقّق پيدا كرده است - بعد الوضع ، خطاب مذكور صادر شده - و در نتيجه ، بايد آن را بر معناى شرعى و اصطلاحى حمل نمود . سؤال : آيا مجراى استصحاب مذكور ، عدم تحقّق استعمال است يا مجراى آن ، تأخّر استعمال است ؟ واضح است كه دو عنوان مذكور با يكديگر متفاوت هستند . آيا تأخر استعمال ، حالت سابقه دارد ؟