2 - امّا اگر قائل به عدم ثبوت حقيقت شرعيّه شويم تا هنگامى كه قرينهاى در ميان نباشد همانطور كه در جملهء « رأيت اسدا » در صورت عدم وجود قرينه ، آن را بر معناى لغوى ( حيوان مفترس ) حمل مىكرديم ، در محلّ بحث هم اگر شارع فرمود « صلّ عند رؤية الهلال » بايد لفظ صلات را بر معناى لغوى آن حمل نموده و بگوئيم مقصود شارع از لفظ صلات ، نماز نيست بلكه اين است كه هنگام رؤيت هلال بايد دعا خواند .
خلاصه : بنا بر قول به ثبوت حقيقت شرعيّه ، الفاظ عبادات بر معناى شرعى حمل مىشود و بنا بر قول به عدم ثبوت ، بر معناى لغوى حمل مىگردد . تا اينجا در ثبوت يا عدم ثبوت حقيقت شرعيّه با مشكلى مواجه نيستيم .
3 - امّا اگر قائل به ثبوت حقيقت شرعيّه شديم و با استعمالى از استعمالات شارع برخورد نموديم ولى تاريخ استعمال براى ما مجهول بود يعنى ندانستيم كه خطاب « صلّ » قبل از ثبوت حقيقت شرعيه بوده يا بعد از ثبوت ، در اين صورت ، وظيفه چيست ؟
به عبارت ديگر : در صورت ثبوت حقيقت شرعيّه :
الف : اگر بدانيم استعمال « صلّ » بعد از ثبوت حقيقت شرعيّه ، تحقّق پيدا كرده ، در اين صورت ، آن را بر معناى شرعى حمل مىكنيم .
ب : اگر بدانيم خطاب « صلّ » قبل از ثبوت حقيقت شرعيّه صادر شده ، مثلا ثبوت حقيقت شرعيّه در سال دوّم بعثت بوده و خطاب مذكور در سال اوّل بعثت ، صادر شده در اين صورت لفظ صلات را بر معناى لغوى حمل مىكنيم .
ج : اگر تاريخ استعمال « صلّ » براى ما مجهول شد و ندانستيم كه آيا خطاب مذكور ، قبل از ثبوت حقيقت شرعيّه بوده يا بعد از آن در اين صورت ، مشكلهاى در ميان است و هركسى دليلى به نفع خود اقامه نموده است كه مصنّف « ره » ظرف چهار سطر به نحو
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٣٤