تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
اختصار بيان كرده‌اند ولى ما اكنون به نحو مبسوط آن را بيان مىكنيم . 1 - بعضى خواسته‌اند به اصالت تأخّر استعمال ، تمسّك نمايند و نتيجه بگيرند كه استعمال و خطاب « صلّ عند رؤية الهلال » بعد از ثبوت حقيقت شرعيه بوده و در نتيجه خطاب مذكور را بايد بر معناى شرعى حمل نمود . اكنون بايد بررسى كنيم تا مشخّص شود كه تمسّك به اصل مذكور ، صحيح است يا نه و لذا به طرح دو سؤال مىپردازيم . الف : اصالت تأخّر استعمال - تأخّر حادث - به چه كيفيّت دلالت مىكند كه خطاب مذكور را بايد بر معناى شرعى حمل نمود ؟ ب : اصل مذكور ، يك اصل عقلائى است يا شرعى ؟ اگر بگوئيد اصل مزبور يكى از اصول عقلائيّه است مفهومش اين است كه : اگر ما يقين به حدوث حادثى داشته باشيم امّا در تقدّم و تأخّر آن شك داشته - مثلا مىدانيم زيد از مسافرت آمده و اصل حدوث و آمدن از سفر ، مسلّم است ولى نمىدانيم دو روز قبل آمده يا دو روز بعد - در اين صورت ، عقلاء از اصالت تأخّر حادث ، كمك مىگيرند و بنا مىگذارند كه آن حادث مسلّم الحدوث ، متأخّرا حادث شده و در لحظات بعدى وجود پيدا كرده است . در محل بحث : استعمال و خطاب « صلّ » را داريم كه مسلّما اين حادث ، حدوث پيدا كرده و استعمال تحقّق پيدا كرده است امّا در تقدّم و تأخّر آن شك داريم و نمىدانيم قبل از ثبوت حقيقت شرعيّه ، حادث شده يا بعد از آن در اين‌گونه موارد ، عقلاء طبق قاعدهء كلّيّهء اصالت تأخّر حادث ، حكم مىكنند كه استعمال ، چون يك امر حادثى است بعدا به وجود آمده پس استعمال مذكور را بر معناى شرعى حمل مىكنيم نه معناى لغوى . سؤال : آيا واقعا عقلاء به چنين اصلى اعتناء مىكنند ؟