اختصار بيان كردهاند ولى ما اكنون به نحو مبسوط آن را بيان مىكنيم .
1 - بعضى خواستهاند به اصالت تأخّر استعمال ، تمسّك نمايند و نتيجه بگيرند كه استعمال و خطاب « صلّ عند رؤية الهلال » بعد از ثبوت حقيقت شرعيه بوده و در نتيجه خطاب مذكور را بايد بر معناى شرعى حمل نمود .
اكنون بايد بررسى كنيم تا مشخّص شود كه تمسّك به اصل مذكور ، صحيح است يا نه و لذا به طرح دو سؤال مىپردازيم .
الف : اصالت تأخّر استعمال - تأخّر حادث - به چه كيفيّت دلالت مىكند كه خطاب مذكور را بايد بر معناى شرعى حمل نمود ؟
ب : اصل مذكور ، يك اصل عقلائى است يا شرعى ؟
اگر بگوئيد اصل مزبور يكى از اصول عقلائيّه است مفهومش اين است كه :
اگر ما يقين به حدوث حادثى داشته باشيم امّا در تقدّم و تأخّر آن شك داشته - مثلا مىدانيم زيد از مسافرت آمده و اصل حدوث و آمدن از سفر ، مسلّم است ولى نمىدانيم دو روز قبل آمده يا دو روز بعد - در اين صورت ، عقلاء از اصالت تأخّر حادث ، كمك مىگيرند و بنا مىگذارند كه آن حادث مسلّم الحدوث ، متأخّرا حادث شده و در لحظات بعدى وجود پيدا كرده است .
در محل بحث : استعمال و خطاب « صلّ » را داريم كه مسلّما اين حادث ، حدوث پيدا كرده و استعمال تحقّق پيدا كرده است امّا در تقدّم و تأخّر آن شك داريم و نمىدانيم قبل از ثبوت حقيقت شرعيّه ، حادث شده يا بعد از آن در اينگونه موارد ، عقلاء طبق قاعدهء كلّيّهء اصالت تأخّر حادث ، حكم مىكنند كه استعمال ، چون يك امر حادثى است بعدا به وجود آمده پس استعمال مذكور را بر معناى شرعى حمل مىكنيم نه معناى لغوى .
سؤال : آيا واقعا عقلاء به چنين اصلى اعتناء مىكنند ؟
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٣٥