تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
شما از اوّل ، شك داشتيد كه اين استعمال ، متأخّر از وضع بوده يا نه اگر بخواهيد روى عنوان تأخّر ، استصحاب ، جارى كنيد ، اين حالت سابقه ندارد درحالىكه يكى از اركان استصحاب ، وجود حالت سابقه و قضيّهء متيقّنه است و اگر بگوئيد ما استصحاب را بر عنوان تأخّر جارى نمىكنيم بلكه روى عنوان عدم حدوث ، جارى مىنمائيم به همان كيفيّتى كه بيان كرديم كه ده سال قبل از وضع ، بلا اشكال استعمالى نبوده و ما عدم حدوث استعمال را تا مقارن وضع ، تا بعد از وضع - بعد از ثبوت حقيقت شرعيّه - ادامه مىدهيم و اگر استعمال ، قبلا نبوده ، مقارن نبوده ، معنايش اين است كه متأخّر بوده پس ما استصحاب را روى عنوان تأخّر ، جارى نمىكنيم تا شما اشكال كنيد حالت سابقه ندارد بلكه روى عنوان عدم حدوث ، جارى مىكنيم و به وسيله « لا تنقض اليقين » عدم حدوث را ادامه مىدهيم تا بعد الوضع و اگر فرضا تا يك ساعت بعد الوضع استعمال نبوده و بعدا حادث شده ، پس عنوان تأخّر ، تحقّق پيدا مىكند و ثابت مىشود كه استعمال از وضع ، متأخّر است و اگر استعمال از وضع ، متأخّر شد ، در نتيجه ، لفظ بر معناى شرعى حمل مىشود . آيا استدلال مذكور ، صحيح است ؟ استصحاب مذكور ، اصل مثبت است يعنى اثر شرعى بر عنوانى بار شده كه آن عنوان مستصحب شما نيست بلكه لازمهء عقلى مستصحب است . در محلّ بحث ، استصحاب عدم حدوث استعمال فقط مىگويد « الاستعمال لم يحدث » و زبانش گنگ است و فرضا اگر از او سؤال كنيم تأخّر استعمال را هم ثابت مىكنى پاسخ مىدهد نه ، به او مىگوئيم تأخّر استعمال ملازم با عدم حدوث استعمال است ، جواب مىدهد كه من به ملازم ، لازم و ملزوم كارى ندارم و فقط عدم حدوث استعمال را ثابت كردم امّا شما از « لم يحدث » مىخواهيد يك نتيجهء عقلى بگيريد و
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 137 | الشيخ فاضل اللنكراني