تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
هذا كلّه بناء على كون معانيها مستحدثة في شرعنا . و أمّا بناء على كونها ثابتة في الشّرائع السّابقة ، كما هو قضيّة غير واحد من الآيات ، مثل قوله تعالى
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ
و قوله تعالى
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ
و قوله تعالى
وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا
إلى غير ذلك ، فألفاظها حقائق لغويّة ، لا شرعيّة ،
شرح
علاقهء جزء و كل ، لفظى كه براى جزء وضع شده ، رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) آن را در كل ، استعمال كرده‌اند . در علاقهء جزء و كل دو خصوصيّت ، ذكر كرده‌اند كه هيچ‌يك از آن دو در محلّ بحث ، موجود نيست . اوّل اينكه آن جزء بايد از اجزائى باشد كه با انتفاء آن ، كل هم منتفى شود مانند رقبه نسبت به انسان كه با انتفاء رقبه ، انسان هم منتفى مىشود و لذا كسى نمىتواند لفظ موضوع براى انگشت را در انسان ، استعمال كند پس شرط اوّل در علاقهء جزء و كل ، اين است كه آن جزء بايد از اجزاء رئيسه باشد . شرط ديگر ، اينكه بايد بين اجزاء ، يك تركيب حقيقى موجود باشد مانند انسان كه از اجزاء و اعضاء و جوارح مركّب شده است . بين معناى لغوى و اصطلاحى - شرعى - صلات ، هيچ‌يك از دو شرط مذكور موجود نيست يعنى با انتفاء دعا ، نماز منتفى نمىشود زيرا دعا از اركان نماز نيست اركان نماز ، تكبيرة الاحرام ، ركوع ، سجود و . . . است و به‌علاوه نماز ، عبارت است از يك مجموعهء مركّب از افعال و اقوال و هيئاتى كه شارع مقدّس آنها را اعتبار كرده است و آن مركّب را موضوع براى آثارى قرار داده . خلاصه اينكه شما نمىتوانيد بگوئيد بين صلات به معناى لغوى و شرعى علاقهء جزء و كل ، موجود است .