مورد اشكال هم واقع شده و لذا ما آن دليل را تكميل مىكنيم .
دليل مصنّف « ره » : وقتى لفظ صلات در لسان شارع - در قرآن يا در لسان نبى اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) - اطلاق مىشده ، معانى معهود و متداول در اذهان متبادر مىشده و همچنين وقتى خداوند متعال فرمودهاند « اقيموا الصّلاة » يا رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) لفظ صلات را استعمال مىنمودهاند ، آن معانى شرعيّه و آن معانى مخترعه ، متبادر مىشده و تبادر هم كه علامت حقيقت است پس معلوم مىشود كه آن معانى مستحدث مفاهيم حقيقى الفاظ است و لفظ صلات حقيقتا در آن معنا استعمال شده .
دليل مذكور ، ناقص است و لذا مرحوم مشكينى هم دو اشكال به آن كرده از جمله اينكه :
تبادر ، دليل بر اين است كه فلان لفظ در فلان معنا حقيقت است نه مجاز امّا نحوهء حقيقت بودن را معيّن نمىكند ممكن است شارع مقدّس به وسيلهء وضع تعيينى - با تصريح - آن الفاظ را براى معانى معهود وضع كرده نه از راه استعمال ، درحالىكه شما مىخواهيد بگوئيد كه وضع تعيينى مطرح بوده ولى با استعمال - نه بالتّصريح - وضع درست شده و بديهى است كه با تبادر نمىتوان اين مطلب را ثابت كرد زيرا تبادر فقط حقيقت بودن را ثابت مىكند نه نحوهء آن را .
اكنون مطلبى را به دليل مصنّف ، اضافه مىكنيم تا محلّى براى اشكال مذكور باقى نماند .
تبادر ، علامت حقيقت است امّا ما يك سؤال از شما مىكنيم كه :
آيا شارع مقدّس به كيفيّت اوّل يعنى بالتّصريح وضع تعيينى درست كرده و گفته است « وضعت هذه الالفاظ لهذه المعانى » يا به نحو دوّم كه ما ذكر كرديم ؟
ما هنگامى كه به تاريخ حيات رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) مىنگريم ، هيچ نشان و
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٢٦