تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
شرح
است از اينكه : فردى لفظى را در معناى مجازى استعمال مىكند امّا كيفيّت استعمالش مانند استعمال در معناى حقيقى است . سؤال : كيفيّت استعمال لفظ در معناى حقيقى چگونه است ؟ جواب : مصنّف فرموده‌اند اين‌چنين است كه لفظ را اطلاق مىكنند و به وسيلهء آن از معنا حكايت مىكنند و خود لفظ را به « تنهائى » دالّ بر معنا قرار مىدهند مثلا وقتى متكلّمى مىگويد رأيت اسدا در اين صورت ، لفظ اسد را به تنهائى و بدون نياز به قرينه ، حاكى از معناى حقيقى قرار داده بنابراين ، كيفيّت استعمال معناى حقيقى اين است كه لفظ را به تمام معنا و بدون استمداد از قرينه ، دالّ بر معناى حقيقى قرار مىدهند به خلاف استعمالات مجازى متعارف ، اگر متكلّمى گفت رأيت اسدا يرمى و مقصودش از « اسد » مرد شجاع بود در اين صورت او لفظ اسد را به تنهائى حاكى از رجل شجاع قرار نداده بلكه لفظ اسد را با كمك قرينه ، دالّ بر رجل شجاع قرار داده است چون لفظ اسد به تنهائى از رجل شجاع ، حكايت نمىكند . خلاصه : در استعمالات مجازى معمولى لفظ به تنهائى جنبهء حكايت و دلالت ندارد به خلاف استعمالات حقيقى كه خود لفظ - بدون قرينه - حكايت از معنا مىكند . اكنون كه نحوهء استعمالات متفاوت شد مصنّف « ره » مىفرمايند كه يك قسم از وضع تعيينى اين است كه : لفظ را در معناى مجازى استعمال مىنمايند امّا كيفيّت استعمالش به نحو استعمال در معناى حقيقى است يعنى لفظى را به تنهائى و بدون قرينه ، حاكى از معناى مجازى قرار مىدهند « 1 » مثل اينكه لفظ صلات را در معناى مجازى استعمال كنند - به اين كيفيّت كه
هامش
( 1 ) - و ذلك مثل ما اذا قال احد ناولونى ولدى زيدا اذا ولد له جديدا و لم تعيّن له اسم يدعى به و هذا امر واضح كثير -
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 123 | الشيخ فاضل اللنكراني