تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
الف - يك مرتبه بر حسب آن چهار وضع اوّل دلالت بر معناى خود مىكند . ب - بار ديگر هم به حسب آن وضع پنجمى كه به مجموع مركّب تعلّق گرفته دلالت بر مفاد خود مىكند . آيا با شنيدن جملهء « زيد قائم » دو مرتبه به معنا انتقال پيدا مىكنيد ؟ وجدانا چنين نيست . خلاصه : در مركّبات وضعى به مجموع مادّه و هيئت من حيث المجموع تعلّق نگرفته است . تذكّر : مثال ما در مورد جملهء اسميّه بود كه تمام مطالب در جملهء فعليّه هم جارى مىشود مثلا شما جملهء « ضرب عمرو بكرا » را در نظر بگيريد : مادّهء ضرب ، هيئت ضرب ، بكر و عمرو هركدام به تنهائى داراى « وضع » مىباشند ضمنا هيئت جملهء فعليّه هم داراى يك وضع نوعى است و طبق بيان ما جملهء مذكور داراى پنج « وضع » هست لذا ديگر نيازى به « وضع » ششمى كه به مجموع مركّب يعنى هيئت و مواد من حيث المجموع تعلّق گرفته باشد ، ديده نمىشود . قوله « و لعلّ المراد من العبارات الموهمة لذلك . . . » . مصنّف « ره » در صدد توجيه عبارات موهمه يعنى تعلّق وضع به مجموع مركب هستند كه : مقصود از آن عبارات ، اين است كه : مثلا در جملهء « زيد قائم » علاوه بر اينكه زيد و قائم مادّتا و هيئتا - به‌نحوىكه توضيح داديم - داراى « وضع » هستند ، يك « وضع » چهارمى هم دارند كه به هيئت جملهء اسميّه تعلّق گرفته است كه در اين صورت ، كلام آنها با عقيدهء ما منطبق است و اختلافى در ميان نيست .