قول مشهور ، طلاق ، خلع ، وكالت ، وصايت ، نسب و هلال تنها با شهادت دو مرد عادل قابل اثبات است .
حق النّاس مالى ، از قبيل ديون ، غصب ، عقود معاوضى ، وصيت به مال و جنايتى كه تنها موجب ديه مىشود ، مانند قتل شبه عمد و خطا ، با شهادت دو مرد عادل يا يك مرد و دو زن و يا يك مرد به ضميمهء قسمِ صاحب حق ثابت مىگردد . بنابر قول مشهور ، اين نوع حقوق با شهادت دو زن به ضميمهء سوگند صاحب حق نيز قابل اثبات است ؛ ليكن با شهادت زنان بدون ضميمهء سوگند صاحب حق اثبات نمىگردند .
نوع سوم از حق الناس كه غالبا آگاهى از آن براى مردان دشوار است ، مانند ولادت ، بكارت ، عيبهاى درونى زنان از قبيل رَتَق ( - - ) رتق ) و قَرَن ( - - ) قرن ) و نيز حيض و زنده متولد شدن نوزاد ، با شهادت مردان و زنان اثبات مىگردد .
به قول مشهور ، در همهء موارد پذيرش شهادت زنان ، شرط است كه شاهدان ، چهار نفر باشند ، مگر در دو جا : يكى وصيت به مال و ديگرى زنده به دنيا آمدن نوزاد . در اين دو مورد ، ثبوت مورد شهادت بر حسب شمار شهادت دهندگان است ؛ بدين معنا كه با شهادت چهار زن ، همهء مال وصيت شده و همهء ارث ؛ با شهادت سه زن ، سه چهارم ؛ با گواهى دو زن ، نصف ؛ و با شهادت يك زن ، يك چهارم آن اثبات مىگردد « 30 » ( - - ) شهادت ) .
حق به معناى سوم عبارت است از آنچه كه خداوند توسط پيامبران ، مردم را بدان فراخوانده است ؛ اعم از اصول ، همچون توحيد ، نبوت ، امامت و معاد ، و فروع ، از قبيل نماز ، روزه ، امر به معروف و نهى از منكر . مقابل آن باطل قرار دارد كه همهء آنچه را كه ابليس و حزب او خلق را بدان دعوت مىكنند - از شرك و فسق و ديگر امور منهى در شريعت - دربر مىگيرد . « 31 » از حق به اين معنا در بابهاى اعتكاف ، تجارت و قضاء سخن گفتهاند .
دفاع از حق و اهل حق در برابر دشمن مهاجم واجب است ( - - ) دفاع ) . نقد و ردّ گفتار باطل ، هرچند مستلزم غيبت نقد شونده شود ، جايز و از موارد جواز غيبت ( - - ) غيبت ) شمرده شده است . « 32 »
هامش
( 30 ) مسالك الافهام 14 / 245 - 260 ؛ كفاية الاحكام 2 / 767 - 773 ؛ جواهرالكلام 41 / 154 - 178 ؛ .
( 31 ) الكافى ( كلينى ) 2 / 16 و 5 / 35 ؛ الإنتصار / 76 ؛ مرآة العقول 1 / 29 و 8 / 216 .
( 32 ) كتاب المكاسب 1 / 357 .