دين را مىكند ، كه در اين صورت اداى دين - به دليل اهميت حق الناس - مقدم بر گزاردن حج است ؛ « 28 » ليكن نظر بسيارى اين است كه دليلى بر اصل و كلّيت اهميت و برترى حق الناس بر حق اللَّه و تقديم آن وجود ندارد ؛ بلكه چه بسا در مواردى ، حق اللَّه به جهت اهم بودن آن مقدم بر حق الناس مىشود . « 29 »
شهادت در حقوق : منشأ تقسيم حق به حق اللَّه و حق الناس ، تفاوت حقوق در چگونگى ثبوت آنها نزد حاكم با شهادت شهود است . حق اللَّه بر دو نوع است : حق اللَّه مالى ، مانند خمس ، زكات ، نذر و كفاره و حق اللَّه غير مالى ، مانند حدّ ارتداد ، حدّ قذف و حدّ زنا .
نوع اوّل با شهادت دو مرد عادل ثابت مىشود و شهادت زنان ، به تنهايى و نيز توأم با شهادت مردان ، پذيرفته نيست .
نوع دوم يا با شهادت چهار مرد عادل ثابت مىشود و با شهادت زنان ثابت نمىشود ؛ چنان كه لواط و مساحقه بنابر قول مشهور چنين است ، يا علاوه بر آن با شهادت سه مرد توأم با دو زن عادل يا دو مرد با چهار زن عادل ثابت مىشود ؛ چنان كه زنا اين گونه است . البته حدّ رجم با شهادت دو مرد توأم با چهار زن ثابت نمىشود ، بلكه تنها حدّ تازيانه با آن ثابت مىگردد ( - - ) رجم ) ، يا با شهادت دو مرد قابل اثباتند ، همچون آميزش با حيوان بنابر قول مشهور و نيز ساير جناياتى كه موجب حدّ است از قبيل سرقت ، نوشيدن شراب ، ارتداد و قذف .
حق الناس سه نوع است : غير مالى ، مالى و حق الناسى كه آگاهى از آن بر مردان دشوار است . حق الناس غير مالى با شهادت دو مرد عادل ثابت مىشود .
گروهى از فقها ثبوت اين نوع حق الناس را ضابطه مند كرده و گفتهاند : حق الناسى كه نه مالى است و نه مقصود از آن مال است و مردان بر حسب متعارف و غالب از آن مطلع مىگردند ، مانند اسلام ، تزكيه و جرح شهود ( - - ) جرح ) تنها با شهادت دو مرد عادل قابل اثبات است و شهادت زنان مطلقا - به تنهايى يا توأم با شهادت مردان - پذيرفته نيست . ليكن برخى چنين ضابطهاى را نپذيرفتهاند . البته بنابر
هامش
( 28 ) معتمد العروة 1 / 114 - 116 .
( 29 ) . مستمسك العروة 10 / 100 ؛ كتاب الحج ( شاهرودى ) 1 / 117 - 118 ؛ مهذّب الاحكام 12 / 68 ؛ اسس الحدود و التعزيرات / 140 .