در اين گونه موارد ارشاد جاهل واجب است ( - - ) ارشاد ) .
انكار اصول اعتقادى يا ضرورى دين از روى جهل : انكار خدا يا توحيد و يا رسالت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ، هرچند از روى جهل ، موجب كفر است ؛ ليكن در اينكه انكار ضرورى دين - جز اصول اعتقادى ياد شده - سببى مستقل براى كفر است يا در صورتى كه به انكار خدا يا توحيد و يا رسالت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله برگردد ، اختلاف است . بنابر قول دوم ، انكار ضرورى دين از روى جهل - به جهت عدم برگشت آن به انكار يكى از سه امر ياد شده - موجب كفر نخواهد شد ؛ بر خلاف قول نخست « 4 » ( - - ) ضرورى ) .
اقسام جهل : جهل يا نسبت به حكم شرعى است ، مانند جهل به وجوب قرائت سوره در نماز و يا نسبت به موضوع آن ، مانند جهل به نجس بودن لباس در نماز .
جهل به حكم نيز يا از روى قصور است و يا ناشى از تقصير .
جاهل قاصر ، جاهلى را گويند كه در جهل خود معذور است ، مانند جاهلى كه به جهل خود التفات دارد ، ليكن امكان بر طرف كردن جهل و پرسيدن برايش فراهم نيست ، و يا اصولا التفاتى به جهل خود ندارد و در نتيجه ، عمل خود را صحيح مىپندارد و يا مجتهدى كه در استنباط كوتاهى نكرده و با استناد به دليل معتبر اجتهادى فتوا داده است ، ليكن در واقع در استنباط و در نتيجه در فتواى خود اشتباه كرده است ؛ همچنين مقلدان آن مجتهد كه براساس فتواى او عمل كردهاند .
جاهل مقصّر جاهلى را گويند كه در جهل خود معذور نيست ، مانند جاهلى كه به جهل خود التفات دارد و با فراهم بودن اسباب تعلّم و رفع جهل ، در رفع آن نمىكوشد . « 5 »
معذور بودن جاهل : جاهل به موضوع و نيز جاهل به حكم از روى قصور معذورند و بر جهل خود كيفر نمىشوند ؛ بر خلاف جاهل به حكم از روى تقصير ، كه حكم عامد ( كسى كه با علم و به عمد كارى را انجام مىدهد ) را دارد و بر ترك واجب يا فعل حرام كيفر مىشود . « 6 »
هامش
( 4 ) . كتابالطهارة ( گلپايگانى ) / 307 - 309 .
( 5 ) التنقيح ( الطهارة ) 2 / 341 - 342 ؛ التنقيح ( الإجتهاد والتقليد ) / 195 - 202 ؛ صراط النجاة 3 / 308 .
( 6 ) مجمع الفائدة 3 / 63 ؛ القواعد الفقهية ( بجنوردى ) 5 / 371 ؛ بحوث فى الفقه ( صلاةالمسافر ) / 162 ؛ مهذّب الاحكام 5 / 311 .