احكام : از آنجا كه جاهل در تكاليف با عالم اشتراك دارد - با اين تفاوت كه تكليف در زمان جهل متوجه جاهل نمىشود - پس از آگاهى از تكليف ، بايد آن را به جا آورد ، مگر آنكه دليلى بر عدم آن وجود داشته باشد . براى روشن شدن ابعاد مسئله ، به احكام جهل در دو حوزهء عبادات و غير عبادات اشاره مىكنيم .
1 . عبادات : جاهل يا اصل عبادتى را ترك مىكند ، مانند ترك نماز و روزهء ماه رمضان ، به جهت جهل به وجوب آن دو ، و يا جزء يا شرطى از عمل عبادى را ؛ و در نتيجه ، عبادت را ناقص و فاقد شرط يا جزء انجام مىدهد ، مانند ترك سوره در نماز به جهت جهل به جزئيت آن ، يا نماز گزاردن در لباس نجس به جهت جهل به شرط بودن طهارت لباس در صحّت نماز .
در فرض نخست ، چنانچه عبادت واجب موسع باشد ، مانند حج ، بايد آن را به جا آورد ؛ اما اگر وقت آن محدود باشد ، مانند نمازهاى يوميه ، در صورتى كه وقت باقى است ، آن را به جا مىآورد « 7 » و اگر وقت گذشته است ، چنانچه از واجباتى باشد كه قضاى آن واجب است ، مانند نمازهاى يوميّه « 8 » و روزهء ماه رمضان ، « 9 » قضاى آن را به جا مىآورد ، مگر موردى كه دليلى خاص بر عدم وجوب قضاى آن وجود داشته باشد ، مانند مورد خورشيد يا ماه گرفتگىاى كه شخص از آن مطلع نباشد ، كه در اين صورت ، اگر بعض قرص ماه يا خورشيد گرفته شود ، بنابر مشهور ، قضاى نماز آيات بر جاهل واجب نيست ، و اگر گرفتگى در تمامى قرص باشد ، قضا بر او واجب است . « 10 »
در فرض دوم ، اگر جزء يا شرط از اركان باشد - كه ترك آن مطلقا موجب بطلان عبادت است ، مانند طهارت ( وضو ، غسل و تيمّم ) ، ركوع و دو سجده در نماز - عبادت باطل مىشود ، « 11 » و اگر از اركان نباشد ، نسبت به جاهل مقصّر ادعاى اجماع شده كه حكم عامد را دارد و در نتيجه عبادتى را كه ناقص به جا آورده ، محكوم به بطلان و اعاده يا قضاى آن واجب است ، مگر در دو مورد : يكى ، بلند خواندن قرائت نماز در جايى كه بايد آهسته بخواند و عكس آن ، و ديگرى ،
هامش
( 7 ) عوائدالايّام / 249 .
( 8 ) جواهر الكلام 13 / 11 .
( 9 ) 17 / 15 .
( 10 ) 11 / 425 .
( 11 ) العروة الوثقى 3 / 510 - 511 .