وجود جنس سومى را كه نه مرد باشد و نه زن بلكه محل اجتماع هر دو عنوان باشد ، مطرح كردهاند - ليكن بعضى افراد برحسب ظاهر ، هويّت دو جنسى دارند .
اينان دوگونهاند :
1 . اشخاصى كه يك جنسيت در آنان پنهان و جنسيت ديگر آشكار است ، مانند كسى كه در آغاز تولّد به ظاهر پسر بوده ، ليكن با گذشت زمان ، نشانههاى زن بودن در او نمايان گشته است ؛ بهگونهاى كه متخصّصان فن بر زن بودن وى گواهى داده و وجود آلت تناسلى را در او همچون قطعه گوشتى زايد شبيه آلت دانستهاند .
عكس آن نيز ممكن است .
2 . اشخاصى كه آلت تناسلى مرد و زن ، هر دو را دارند . در فقه از چنين كسى به خنثى ( - - ) خنثى ) تعبير شده است و از ديرباز در كلمات فقها به تبعيّت روايات ، مطرح است .
خنثى بر دو گونه است : مشكل و غير مشكل . جنسيت خنثاى مشكل - به دليل عدم وجود علائم شرعى در وى كه بتوان به يكى از دو جنس زن و مرد ملحق كرد - معلوم نيست . به همين دليل احكام ذكر شده در فقه دربارهء او مبتنى بر احتياط است ؛ بر خلاف خنثاى غير مشكل كه جنسيت وى به دليل وجود علائم شرعى ، شناخته شده است و در نتيجه به يكى از دو جنس مرد يا زن ملحق مىشود .
تغيير ( يا اصلاح ) جنسيت افراد دو جنسى از هر دو قسم ياد شده ( خنثى و غير خنثى ) ممكن ، بلكه در خارج واقع شده است ؛ ليكن آيا تغيير حقيقى نسبت به كسى كه در يك جنس كامل است امكان دارد يا نه ؟ علم پزشكى نه تنها وقوع آن را نفى مىكند بلكه آن را ممكن نمىداند . « 1 » عنوان تغيير جنسيت از مباحث جديد در دانش پزشكى است كه فقها در بخش مسائل مستحدثه به برخى احكام آن اشاره كردهاند .
حكم : تغيير جنسيت افراد دو جنسيّتى بنابر تصريح گروهى فى نفسه جايز است . البتّه از مقدّمات حرام آن همچون لمس و نظر به عورت - جز به اندازهاى كه ضرورت اقتضا مىكند - بايد اجتناب كرد .
هامش
( 1 ) . حقوق خانواده 1 / 38