تجافى
تجافى : دور كردن بازوان و آرنجها از پهلو و همچون دو بال گشوده قرار دادن آنها / بلند كردن شكم از زمين / بلند كردن زانوها از زمين و به حالت نيمخيز قرار گرفتن .
تجافى در لغت به معناى قرار نداشتن در جاى و برداشتن چيزى از جاى خود آمده و در كلمات فقها در سه مورد در نماز به كار رفته است : حال ركوع و سجود و حالت نشستن مأموم هنگام تشهّد امام .
تجافى در ركوع به باز كردن دستها همچون دو بال گشوده ، در سجود به بلند كردن شكم از زمين و قرار دادن دستها همچون دو بال گشوده و در حال تشهّد امام به بلند كردن مأموم زانوهاى خود را از زمين و بر سينهء پا نشستن و گذاشتن انگشتان دست بر زمين تحقّق مىيابد .
در روايات « 1 » و به تبع آن در كلمات فقها از تجافى در ركوع و سجود به « تخوّى » و « تجنيح » نيز تعبير شده است .
فقها از اين عنوان در باب صلات سخن گفتهاند .
تجافى در ركوع و سجود براى مرد مستحب است . « 2 » البتّه تجافى به معناى بلند كردن شكم از زمين در حال سجده از ديدگاه برخى واجب است . « 3 »
هرگاه مأموم در ركعت دوم يا آخر نماز به امام اقتدا كند ، هنگام تشهّد امام عمل تجافى را انجام مىدهد . در استحباب يا وجوب آن بر مأموم اختلاف است .
ظاهر كلمات بيشتر فقها استحباب آن است . « 4 »
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة 6 / 323 و 341
( 2 ) . الروضة البهية 1 / 619 و 622 ؛ جواهر الكلام 10 / 105 ؛ تحرير الوسيلة 1 / 172
( 3 ) . نهاية الاحكام 1 / 490 ؛ مستند الشيعة 5 / 279
( 4 ) . جواهر الكلام 14 / 45 - 46 و 50 ؛ العروة الوثقى ( و حواشى ) ( ج ) 3 / 166 ؛ مستمسك العروة 7 / 286 - 287 ؛ مستند العروة ( الصلاة ) ( ق 2 ) 5 / 311 - 313 .