مال نباشد . وصيّت به افزون بر ثلث بدون اجازهء ورثه نافذ نخواهد بود « 5 » ( - - ) وصيّت ) .
هبه ( - - ) هبه ) و صدقه ( - - ) صدقه ) از عقود تبرّعى به شمار مىروند . بيمار در مرضى كه منجرّ به فوتش مىگردد مىتواند تا يك سوم مال خود را در زمان حياتش تبرّع كند . در جواز تبرّع نسبت به افزون بر آن اختلاف است . « 6 »
در قرض ، وامگيرنده مىتواند بدون آنكه شرطى در ميان باشد ، به قصد تبرّع بيش از مقدار دريافتى به وامدهنده بپردازد . « 7 »
احكام وضعى : عبادت واجب بر ذمّهء ميّت را - كه بر عهدهء ولىّ است - اگر كسى تبرّعا بهجا آورد ، از ذمّهء ولىّ ساقط مىگردد . « 8 » چنانكه تبرّع كفن ميّت زن از سوى كسى ، موجب سقوط آن از ذمّهء شوهرش مىشود . « 9 »
كسى كه تبرّعا هزينهء لقيط ( كودك گمشده ) را پرداخته است ، حق ندارد به وى رجوع كند و آنچه را هزينه كرده از دارايى او بردارد « 10 » ( - - ) لقيط ) .
كسى كه به قصد تبرّع ، براى ديگرى كارى انجام داده - مانند دلال كه مال ديگرى را فروخته « 11 » يا مادر كه به فرزندش شير داده است - مستحق اجرت نخواهد بود و در مثال دوم ، پدر نمىتواند براى شير دادن ، كسى ديگر را جايگزين مادر كند . « 12 »
تبرّع در شهادت بدون درخواست حاكم شرع ، در حقّ النّاس از اسباب تهمت شمرده شده است و موجب عدم پذيرش شهادت مىگردد ، ولى در حقّ اللّه مانند زنا و شراب يا مصالح عمومى ، مانند پل و مدرسه بنابر مشهور ، مانع پذيرش شهادت نخواهد بود . « 13 »
تبرّك
تبرّك : بركت جستن .
از آن در بابهايى همچون طهارت ، زكات ، صوم ، حج ، نكاح ، طلاق ، ظهار ، عتق ، اقرار ، يمين و نذر به مناسبت سخن رفته است .
هامش
( 5 ) . 281
( 6 ) . 26 / 63
( 7 ) . 25 / 7
( 8 ) . العروة الوثقى 1 / 759
( 9 ) . 407
( 10 ) . جواهر الكلام 38 / 171 - 172
( 11 ) . 25 / 89
( 12 ) . 31 / 281
( 13 ) . 41 / 104 - 107 .