تبرّع
تبرّع : بذل مال يا منفعتى به ديگرى به قصد احسان و بدون چشمداشت چيزى در قبال آن .
از آن به مناسبت در بسيارى از ابواب نظير طهارت ، صلات ، صوم ، حج ، تجارت ، قرض ، حجر ، وصيّت ، نكاح ، جعاله ، لقطه و شهادات سخن رفته است .
حكم : تبرّع به انواع مختلف از خيرات و مبرّات ، امرى مستحب و از مصاديق تعاون بر برّ و تقوا به شمار مىرود ( - - ) اعانت ) .
متبرّع به : آنچه بدان تبرّع صورت مىگيرد يا مالى است يا غير مالى ( عبادى ) .
عبادات : عبادت مورد تبرّع يا از واجبات است ، مانند نمازهاى يوميّه و حج واجب و يا از مستحبّات . بهجا آوردن واجبات به قصد تبرّع از طرف ميّت ، جايز و مشروع ، بلكه مستحب است . ليكن از طرف فرد زنده صحيح نيست ؛ مگر حج براى كسى كه مستطيع ( - - ) استطاعت ) شده ولى پس از استطاعت و استقرار حج بر او ، از به جا آوردن آن ناتوان گشته است . بهجا آوردن مستحبّات به قصد تبرّع از طرف ديگرى - اعم از مرده و زنده - جايز ، بلكه مستحب است . « 1 »
تبرّع به كفّاره از طرف ميّت ، صحيح و در صحّت آن از طرف زنده اختلاف است .
برخى بين جايى كه كفّاره ، روزه گرفتن باشد و غير آن تفصيل داده و در اوّلى ، تبرّع از طرف زنده را جايز ندانستهاند . « 2 »
مالى : در جعاله ( - - ) جعاله ) اگر اجنبى تبرّعا مالى را به عنوان جعل براى عامل قرار دهد - مثلا بگويد هركس گمشدهء زيد را پيدا كند و به او برگرداند فلان مبلغ به او مىدهم - جعاله صحيح است و متعهّد بايد مال را به عامل بپردازد و چيزى بر عهدهء مالك نخواهد بود . « 3 »
وصيّت تبرّعى - كه از آن به وصيّت عهديّه تعبير مىشود - مانند وصيّت به ابراء ذمّهء بدهكار ( - - ) ابراء ) صحيح و نافذ است ، « 4 » به شرط آنكه بيشتر از يك سوم
هامش
( 1 ) . العروة الوثقى 1 / 742 - 743 ؛ مهذب الاحكام 7 / 329 - 332
( 2 ) . جواهر الكلام 16 / 314 ؛ مستمسك العروة 8 / 370
( 3 ) . جواهر الكلام 35 / 197
( 4 ) . 28 / 242 - 243