اقرار به نسب
- - ) استلحاق
اقرار ؛ قاعده
- - ) قاعدهء اقرار
اقراض
اقراض : قرض دادن .
از آن در بابهاى قرض ، دين و رهن سخن گفته شده است .
اقراض در اصل ، جايز است ، ليكن با پيدايش عوارضى ، واجب ، مستحب و يا حرام مىشود . قرض دادن به مؤمن به ويژه نيازمند ، مستحب مؤكّد است . « 1 » قرض دادن اگر كمك به انجام گناه باشد ، حرام است ( - - ) قاعدهء اعانت ) . اقراض مال يتيم حتى براى ولىّ او نيز حرام است ، مگر مصلحت يتيم در آن باشد ، و در صورتى كه حفظ مال وى متوقّف بر اقراض باشد ، واجب است « 2 » ( - - ) قرض ) .
اقران
اقران : همسالان .
از آن در باب طهارت بحث شده است .
به قول مشهور ، زن مبتدئه ( - - ) مبتدئه ) چنانچه بيش از ده روز خون ببيند و براى او تشخيص حيض ( - - ) حيض ) بودن آن از استحاضه ( - - ) استحاضه ) به صفات و نيز عادت خويشاوندان ممكن نباشد ، براى تشخيص نوع خون ، بايد به همسالان خود رجوع كند و عادت آنان را عادت خود قرار دهد . « 1 »
اقرب
اقرب : از الفاظ فتوا به معناى نزديكتر .
واژهء اقرب بيانگر فتواى فقيه است و نشان مىدهد به نظر او ، حكم مورد فتوا
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 25 / 1 .
( 2 ) 161 - 163 .
1 مفتاح الكرامة 2 / 591 - 594 .